فرهنگ‌نامه‌ی مقاومت اسلامی
فرهنگ‌نامه‌ی آزاد مقاومت اسلامی
مربوط به:  بحرین

پیشینه بحرین

درباره نامیده شدن جزیره اَوال به جزیره «بحرین» ادریسی ‌می‌نویسد: «بین جزیره اوال و برّ فارس آبی جریان دارد و بین آن و برّالعرب جریان آب دیگری است»1. تاریخ جزایر2 بحرین با تاریخ جزیره اَوال3 و ناحیه قدیمی بحرین4 به هم آمیخته و با تاریخ ایران ، به ویژه ایالت فارس ، مشترک است. احتمالاً از قرن ششم پیش از میلاد، تابع گرهه5 بود6. نخستین بار، هنری راولینسون جزیره بحرین را همان جزیره‌ای دانست که در کتیبه‌ای به خط میخی7 از آن نام برده شده بود. این جزیره را به زبان آکدی «نی دوک کی» ، به زبان سومری «دیلمون» و به زبان آسوری «تیلمون»8 ‌می‌گفتند9. ظاهراً دیلمون همان شهری است که در قسمت شمالی جزیره بحرین کشف شده است10. نام دیگر جزیره بحرین را در دوره اسکندر11 تیلوس12 هم ضبط کرده اند که احتمالاً با یکی از جزایر کنونی بحرین مطابقت دارد13. در جغرافیای بطلمیوس نام جزیره بحرین یا یکی از جزایر آن ایت هار یا تارو14 نوشته شده است15. در بیشتر منابع دوره اسلامی نام جزیره بحرین اَوال یا اُوال ضبط شده16، و به احتمال زیاد، در دوره پیش از اسلام17 هم اُوال خوانده ‌می‌شده است.

تا قرن چهارم ، مطالب تاریخی مهمی درباره جزیره بحرین در دست نیست ؛ ظاهراً پس از اسلام آوردن مردم احساء و قطیف ، اهالی جزایر بحرین هم مسلمان شده‌اند.

در 325، به نوشته ابن اثیر18، در جنگ میان ابن رائق والبریدی ، ابوعبدالله البریدی پس از شکست ، به سوی جزیره اَوال عقب نشست و پس از مدتی نزد عمادالدوله بن بویه آمد.

در 367 اَوال ، شهر و مسجد جامع و بازارهای نیکویی داشت و جزو کوره اردشیرخُرّه محسوب ‌می‌شد19.

در 372، بنابر نوشته حدودالعالم20 جزیره اَوال21 برابر پارس قرار داشت و دارای ده‌های بسیار و با نعمت و لنگرگاه کشتی بود.

در 442، نخستین بار ناصر خسرو22 نام جزیره بحرین را به جای جزیره اَوال آورده است : «چون از لحساء به جانب مشرق روند هفت فرسنگی دریاست اگر در دریا بروند بحرین باشد و آن جزیره ای است پانزده فرسنگ طول آن و شهری بزرگ است و نخلستان بسیار دارد و مروارید از آن دریا برآورند...». ادریسی23 پس از ناصرخسرو ‌می‌نویسد: «در جزیره اَوال شهر بزرگی است که بحرین خوانده ‌می‌شود و نیک آباد است و کشتزارها و نخلستان‌های فراوان دارد و پرنعمت و دارای چشمه‌های فراوانی است». و ‌می‌افزاید که برین جزیره [در زمان او] امیری مستقل که مورد احترام مردم آن کرانه است حکومت می‌کند24. ظاهراً تا مدت‌ها پس از ادریسی بحرین را جزیره اَوال هم می‌خوانده‌اند.

در 605 جزیره اَوال در بحر کرمان25 ضبط شده است26. هنگام حمله مغول جزیره اوال ، که دریای بحرین آن را فراگرفته بود، بستان‌ها و باغ‌های لیمو ونخل‌های فراوان داشت27.

در 633، ابوبکربن سعدبن زنگی28، جزیره اَوال29، جزیره کیش و جزایر دیگر را ضمیمه فارس کرد30، و نماینده مستعصم بالله ، امیرمحمد ابن ابی ماجه را از جزیره اَوال اخراج کرد31. در زمان پادشاهی سِنْدِربَندی32 ملک اعظم مرزبان هندی تقی الدین عبدالرحمان بن محمد طیبی وزیر بود. او هر سال 1400 سر اسب از خاصه ملک اسلام ، جمال الدین ، و بازرگانان جزیره کیش به معبر می‌برد و از دیگر جزایر فارس چون قطیف و لَحساء [احساء] و بحرین و هرموز و قُلْهاتو و غیرها اسب به معبر می‌بردند و قیمت هر سر اسب 220 دینار زر سرخ معین شده بود33.

در 696، بغداد و شیراز و دولتخانه کیش و بحرین [جزیره] به دست ایلخان ، غازان خان ، افتاد34.

دراواخر 703، در زمان ایلخانیان شیخ الاسلام جمال الدین حکومت فارس را که اولجایتو به او داده بوده نپذیرفت و عازم دولتخانه کیش شد. چون پس از درگذشت تقی الدین عبدالرحمان طیبی35 میان پادشاه معبر و جمال الدین اختلافات مالی پدید آمده بود، سرانجام منصب تقی الدین به جمال الدین واگذار شد36. در این هنگام ، جزیره بحرین به حکمرانان تاجرپیشه جزیره کیش وابسته بود و جزو ایران شمرده می‌شد. پس از اوایل قرن هشتم ، نام جزیره اَوال ، جزیره بحرین ضبط شده است.

در 715، از لَحصا و قطیف و بحرین [جزیره] و هرموج37 نام برده شده است38. در زمان قطب الدین تهمتن39 بسیاری از جزایر [خلیج فارس] به تصرف او درآمد40، به طوری که در 734 به نوشته ابن بطوطه41 کیش و قطیف و بحرین [جزیره] و قَلهات دردست امیر هرموز بود. در اوایل قرن هشتم ، حمدالله مستوفی می‌نویسد: «بحرین از اقلیم دوم است و برآن جزیره آب روان ، باغستان و دیه‌هاست و از میوه‌های آن خرماست. اکنون جزیره بحرین داخل فارس و از ملک ایران است»42 و اضافه می‌کند: «درین بحر43 جزایر بسیار است و آنچه مشهور و از حساب ملک ایران بشمارند و مردم نشین ، هرموز، قیس [کیش] ، بحرین و خارک است»44.

در دوره ایلخانیان45 جزیره بحرین در دست فرستادگان امیر چوپان46 بود. او شرف الدین محمود را به وزارت فارس و کرمان و یزد و کیش و [جزیره] بحرین منصوب کرد47.

در قرن هشتم ، والی هرموز تابع شاه شجاع الدین48 پسر امیر مبارزالدین از سلسله آل مظفر بود49.

در 91250 در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول ، پرتغالی‌ها پس از تصرف جزیره هرموز در خلیج فارس ، جزیره بحرین را که جزو ایالت فارس محسوب می‌شد، تصرف کردند و قلعه ای در شمال آن بنا نهادند و رکن الدین مسعود51 دست نشانده پرتغالی‌ها حاکم بحرین شد52.

در 1010، در زمان پادشاهی شاه عباس اول ، الله وردی خان بیگلربیگی فارس ، قشون ایران را به سرکردگی یوسف شاه کلانتر برنقادی53 از بندر عَسَلو54 از راه دریا به منامه گسیل داشت. او پس از مدتی کوتاه ، به فرماندهی خواجه معین الدین فالی ، بحرین را به ایران بازگرداند. متعاقب آن ، بارها امیر هرموز و پرتغالی‌ها به بحرین55 حمله کردند ولی از قشون ایران شکست خوردند56. در این جنگ ، از غنایمی که به دست ایرانیان افتاد و به پرتغالی‌ها تعلق داشت چهار توپ آهنی هفت گزی ] بالوله [ به وزن دوهزار من و چندین گلوله آهنی به وزن‌های سه تا هفت من بود، که صنعتگران ایرانی از ساختن آن عاجز ماندند57. پیروزی ایرانیان بر پرتغالی‌ها خوشایند فرنگی‌ها نبود به طوری که سفیر اسپانیا به سبب این کارِ الله وردی خان ، به شاه عباس اعتراض کرد58 ، ترجمه شعاع الدین شفا، تهران 1348 ش، ص 32559.

در 1011، بهزاد سلطان از سوی الله وردی خان حاکم ایالت بحرین شد و خود الله وردی خان با توپی که از پرتغالی‌ها به غنیمت گرفته بود برای تسخیر قلعه شَمیل و مینا حرکت کرد60.

در 1041، برخوردار سلطان ذوالقدر به حکومت حویزه و بحرین مأمور شد61.

در 1043، در دوره شاه صفی ، سُوندک سلطان که از حکومت جزیره بحرین معزول شده بود، به دربار شاه صفی احضار شد. او شمشیر امیر تیمورگورکانی را به شاه هدیه کرد و دوباره به حکومت بحرین منصوب شد62.

در 1050، به باباخان حاکم بحرین شغل دیگری داده شد63.

در 1077، زمان سلطان ، پسر قزلخان که مأموریت سیستان داشت ، به حکومت جزیره بحرین منصوب شد64.

در 1113، قزاق سلطان به جای مهدیقلی خان از طرف دربار صفویه حاکم جزیره بحرین شد65.

در 1121، اعراب ، جزایر بحرین ، قشم و لارَک را گرفته به سوی بندرعباس حرکت کردند. از سوی ایران لطفعلی خان لکزی به بحرین عزیمت کرد ولی نزدیک بندرعباس صلح را بر جنگ ترجیح داد و از لشکرکشی به بحرین منصرف شد66، چاپ مریم میراحمدی ، تهران 1363 ش، ص 44ـ 4567.

در 1131، امام مسقط ، سلطان بن سیف دوم68، جزیره بحرین را تصرف کرد69 و حکومت آنجا را به شیخ جبار طاهری70 سپرد71.

در 1148، محمدتقی خان ، بیگلربیگی فارس ، قشون شیخ بحرین ، شیخ جبار هوله72، را که در اواخر دوره صفویه آنجا را تسخیر کرده بود درهم شکست و جزیره بحرین را به ایران بازگرداند73 ، ترجمه ابوالقاسم سری ، تهران 1368 ش، ص 154ـ 155؛ محمدمهدی بن محمد نصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبدالله انوار، تهران 1341ش، ص 277؛ جان ر.پری ، کریم خان زند ، ترجمه علی محمد ساکی ، تهران 1365ش، ص22174. او پس از پیروزی ، کلید قلعه بحرین را برای نادرشاه ارسال داشت و حکمرانی آنجا هم به محمدتقی خان تفویض شد75. در این لشکرکشی هلندی‌ها امکاناتی مانند اسلحه و کشتی در اختیار نادر گذاشتند76.

در 1151، سیف پسر سلطان امام مسقط ، جزیره بحرین را تصرف ، و مدت شش روز، مردم بحرین را قتل عام کرد77.

در 1152، قشون نادرشاه به فرماندهی محمدتقی خان ، نخست وارد کرمان شد. طبق فرمان نادر، بیگلربیگی کرمان ‌می‌بایست پانصد تومان و پانصد سپاهی در اختیار وی قرار دهد و همچنین 270 تومان و پانصد سپاهی از نیروهای کرمان را به حاکم بحرین واگذار کند78. پس از آن ، محمدتقی خان79 مسقط را تصرف و شورشیان را سرکوب کرد. دراین حوادث ، امام مَسقط نیز به قتل رسید80. محمدتقی خان پس از این پیروزی با قشون خود و به همراهی شیخ جباره سردار قبیله هوله و محمدلطیف خان به بندرعباس بازگشت81 و نادرشاه حکومت مسقط و جزیره بحرین را به آل مذکور82 تفویض کرد83.

در 1154، نادرشاه ، محمدتقی خان شیرازی را به مقام بیگلربیگی و صاحب اختیار فارس ، گرمسیرات ، لار و کلیه بنادر و جزایر از جمله بحرین منصوب کرد84.

در 1166، در دوره زندیه ، شیخ نصر ] آل مذکور [ حاکم بوشهر با ناوگان و با یاری قشون مجهز عرب تبار خود، بحرین را از دست شورشیان درآورد85.

در 117986 حاکم بوشهر همچنان بر بحرین حکومت ‌می‌کرد87.

در 1197، شیخ نصر از جزیره بحرین به قصد تصرف قطر حرکت کرد و پس از شکست سختی در زباره ، از دولت ایران88 کمک خواست و خود به بوشهر رفت ولی حکومت فارس به تقاضای او اهمیت نداد89. به دنبال آن ، آل خلیفه90 پس از اشغال بحرین ، اعلام کرد که آماده است به ایران خراج بپردازد. دولت ایران به او اجازه داد که جزیره بحرین را نگه دارد و به نام حاکم ایرانی91 در آنجا حکومت کند92 شیخ احمد پس از چهارده سال حکومت در 1210 درگذشت93.

در 1214، سید سلطان امام مسقط ، جزیره بحرین را گرفت و بر آنجا نایبی گماشت. او هنگام مراجعت به مسقط جان سپرد94.

در 1215، سید سعید95 به بحرین آمد و آنجا را پس از جنگی سخت تصرف کرد و سلمان پسر احمد، که پس از سیدسلطان96 بحرین را به دست آورده بود، فرار کرد97.

در 1216، سلمان دوباره به بحرین بازگشت98. در 1224، سعود پسر عبدالعزیز امام نجد99 بحرین را تصرف کرد100.

در 1236، برای نخستین بار، شیخ سلمان پسر احمد ] بدون اجازه دولت مرکزی ایران [ عهدنامه ای با دولت انگلستان ، بظاهر برای تأمین صلح و مبارزه با دزدان دریایی ، امضا کرد101، و بر اثر آن ، پای استعمار انگلیس رسماً به خلیج فارس بازشد و انگلیسیها جانشین پرتغالی‌ها شدند.

در 12 ذیحجه 1237/30 اوت 1822، شاهزاده حسین علی میرزا حاکم فارس شد و، به دنبال آن ، مذاکراتی با انگلستان به عمل آمد. نتیجه این مذاکرات معاهده ای بودکه بین میرزا محمد زکی خان وزیر فارس با کاپیتان ویلیام بروس ، کارمند دولت انگلستان مقیم بوشهر، به امضا رسید. در این قرارداد حقوق ایران در بحرین شناخته شد ولی حکومت هند این قرارداد را نپذیرفت و فتحعلیشاه نیز، چون پسرش بدون اجازه آن را امضا کرده بود، معاهده را توشیح نکرد102. در ماده دوم معاهده مذکور چنین قید شده بود: «جزیره بحرین پیوسته متعلق به ایالت فارس بوده است. مالکان آنجا، عربهای بنی عَتّابی ] آل عتوب اند [ که از چندی پیش بی انضباطی و تمرد نشان داده و به فرمانروای افواج بریتانیایی مراجعه ، و از او تقاضای پرچمی غیر از پرچم ایران کرده [اند]. دستور داده ‌می‌شود چنانچه پرچمی به آنها داده شده پس گرفته شود و از این پس دیگر کمکی به بنی عتّابی داده نشود»103.

در 1240، سلمان درگذشت و از او دو فرزند به نامهای احمد و خلیفه به جای ماند که به اتّفاق حکومت کردند.

در 1243، پس از مرگ احمد پسر سلمان ، برادرش خلیفه به حکومت جزیره بحرین رسید104. در 1245، خلیفه مرد و عبدالله پسر احمد جای او را گرفت105.

در 1248، شیروانی106 درباره اهالی بحرین ‌می‌نویسد: «اهالی بحرین در فروعات به قول علمای اخبار عمل کنند و از فرقه اصولییّن احتراز لازم دانند و از قدیم مردم آنجا شیعه مذهب و در آن طریقه بغایت ، متعصب بوده اند».

در 1252، طبق مطالب ملحقات تاریخ روضه الصفا ، در دوره محمدشاه ، در بحر فارس شانزده جزیره از جمله بحرین متعلق به فارس بود107.

در 1255، شیخ عبدالله که از قشون کشی مصریها به احساء و شاید بیشتر از شایعه تصرف بحرین از طرف سیدعمان به تحریک مصر احساس خطر ‌می‌کرد، در پاسخ به تقاضای خالد [نماینده مصریها] درخواست کرد که تابع دولت ایران باشد108.

در 1258، محمد پسر خلیفه بر بحرین مسلط شد109. در همین سال شیخ بحرین خودسرانه با دولت انگلستان قراردادی منعقد کرد.

در 1261، دولت ایران رسماً به قرارداد مذکور اعتراض کرد110.

در 1264، در دوره ناصرالدین شاه ، محمدبن خلیفه معاهده دیگری با کمپانی هند شرقی درباره منع تجارت برده منعقد کرد. طبق مفاد این عهدنامه با ادعای هردولتی ] از جمله ایران [ بر بحرین مخالفت شده بود111. این قرارداد رسماً جنبه تحت الحمایگی داشت.

در ذیقعده 1275، کلنل لویس پلی ، مأمور رسمی دولت انگلستان در خلیج فارس ، به بحرین رفت و با محمدبن خلیفه قراردادی منعقد کرد که ، بنابر آن ، شیخ بحرین در آینده طبق نظر و دستور دولت انگلیس رفتار کند112.

در 1282، محمدبن خلیفه باناوگانی به قطر حمله برد و آنجا را تصرف کرد و پس ازمدتی به بحرین بازگشت113. در این هنگام ، ناوگان انگلیس به فرماندهی کلنل پلی ، به بحرین یورش برد وقلعه بحرین114 را ویران کرد و به دستور او دو زورق ایران را در بوشهر آتش زدند. بر اثر این رویدادها محمد فرارکرد و برادرش علی جانشین وی شد115.

در 1285، شیخ بحرین116 با انگلیسیها قراردادی امضا کرد که باعث اعتراض دولت ایران شد117.

در 1286، محمد پسر خلیفه ] که اغلب از ایران حمایت ‌می‌کرد [ دوباره به کمک شیخ کویت به بحرین آمد. در جنگی که صورت گرفت ، برادرش ، علی ، کشته شد و محمد، پسر عبدالله سردارِ علی ، و قبایل بدوی بر او شوریدند و اموال انگلیسیها و مردم را غارت کردند. محمد پسر خلیفه را زندانی کرد. پس از چندماه ، ناوگان انگلیس ، به فرماندهی کلنل پلی ، به بحرین حمله کرد و حکومت بحرین به عیسی '، پسرعلی ، نوه خلیفه118 واگذار شد119.

در 15 ربیع الاول 1287، دولت انگلستان طی نامه ای از دولت ایران تقاضای اجاره جزایر بحرین را کرد120.

در 1288، به دستور دولت عثمانی ، مِدحَت پاشا والی بغداد، با سه هزار تن ] سپاه ترک [ ، نه توپ و 500 ، 1 عرب با کشتیهای جنگی وارد خلیج فارس شد و قطیف ، دمام ] احساء [ و عُقَیر را تصرف کرد. به دنبال آن کشتیهای جنگی انگلیس وارد آبهای بحرین شدند وقشون پیاده کردند121. حاجی محسن خان معین الملک ، سفیر ایران در لندن ، به این امر اعتراض کرد122.

در 1308، بر اثر سنگینی مالیات ، در بحرین شورش دیگری بر ضد عیسی پسر علی در شرف انجام بود123.

در 1310، دولت انگلستان با بحرین معاهده دیگری منعقد کرد که به سلطه کامل انگلستان بر بحرین انجامید124. این امر باز منجر به اعتراض دولت ایران شد.

در 1313، میان خانواده خلیفه در بحرین ، و مشایخ عمده آل علی اختلافاتی پیش آمد و در نتیجه ، آل علی بحرین را ترک کردند. این رویدادها به کشمکش سیاسی انگلیسیها و باب عالی [عثمانی‌ها] منجر شد. پس از مدتی کشتیهای جنگی انگلیس زباره را که قبیله آل علی در آنجا ساکن شده بودند به توپ بستند و ویران کردند، ودست آل علی از آنجا125 کوتاه شد126.

در 1314، شیخ عیسی ، فرزند بزرگتر خود، خالد، را به بوشهر نزد کلنل ویلسون فرستاد تادولت انگلستان ولایتعهدی او را بپذیرد. در آن هنگام ، سالی 000 ، 200 ریال127 بابت مالیات و چهل هزار ریال از بابت عُشور به خزانه شیخ بحرین واریز ‌می‌شد، و سیصد سوار آماده رزم نیز همیشه نزد او بودند128. از نتایج ظهور فعالیت دولتهای غربی ، بویژه انگلستان در خلیج فارس ، دشواریهایی بود که برای کشور ایران پدید آمد؛ از جمله اینکه پایه های جدایی بحرین گذاشته شد. ایران از دوره قاجاریه ، مرتب ادعای خود را بر بحرین تا 1351 ش129 تکرار ‌می‌کرد. اندکی پیش از 1332، بین انگلستان و دولت عثمانی معاهده ای در لندن منعقد شد که به موجب آن ، عثمانی‌ها از ادعای مالکیت بر بحرین و مسقط و دیگر سواحل صرف نظر کردند130.

در 1307 ش ، با امضای قراردادی میان انگلستان و سعودیها، ادعای تاریخی ایران جدیتر شد131. بلافاصله پس از آن ، وزیر خارجه ایران نامه ای به سفیر انگلستان در

تهران فرستاد132. همچنین دولت ایران به حاکمیت انگلستان بر بحرین اعتراض کرد و یادداشتی به جامعه ملل فرستاد133.

در اواخر 1307 ش ، چمبرلین وزیر خارجه وقت انگلیس ، ادعای ایران را رد کرد134.

در خرداد 1313، کاظمی وزیر خارجه ایران ، اعتراض خود را نسبت به امتیاز استخراج نفت یک شرکت انگلیسی در بحرین به اطلاع وزیر مختار دولت امریکا در تهران رسانید135.

از 1314 تا 1337 ش ، بحرین پایگاه اصلی دریایی انگلستان در خلیج فارس بود.

در جنگ جهانی دوم ، پس از اینکه در 1321 ش ، بحرین به دستور حکومت انگلستان وارد جنگ با دول محور شد، هواپیماهای آلمانی و ایتالیایی [که ظاهراً از پایگاههای ایتالیا در شاخ افریقا احتمالاً از سومالی به پرواز درآمده بودند] تأسیسات بحرین را بمباران کردند136.

در 1325 ش ، تصویبنامه ای درباره تقاضای سهم از نفت بحرین صادر شد137.

در 1336 ش ، بحرین رسماً به عنوان استان چهاردهم در تقسیمات کشور ایران ضبط شده است138.

در 1340 ش ، عیسی پسر سلمان در بحرین به حکومت رسید139.

در 1347 ش ، دولت انگلستان تصمیم گرفت نیروهای خود را از خلیج فارس بیرون ببرد. پس از خروج نیروهای انگلیس در 1350 ش ، عیسی پسر سلمان استقلال بحرین را اعلام کرد140.

در همین سال ، ایالات متحده آمریکا طبق قراردادی بابحرین، در جفیر [در جنوب منامه] پایگاه دریایی به دست آورد141.

در آذر 1350، به دستور محمدرضا پهلوی ، نیروی دریایی ایران وارد سه جزیره ایرانی ابوموسی ، تُنب بزرگ و تُنب کوچک شد. پیش از آن ، محمدرضا پهلوی در پی مذاکره با شیخ نشینان شارجه و رأس الخیمه و با حضور نماینده انگلیس ، سر ویلیام لوس ، از ادعای ایران به بحرین142 صرفنظر کرده بود [بدون اینکه مجلس از این امر آگاهی داشته باشد]143. بنابر یادداشتهای علم : «شاه نگران بود مبادا چشم پوشی از ادعاهای ایران نسبت به بحرین خیانت به منافع ملی تعبیر شود»144.

در 1358 ش ، پس ازانقلاب اسلامی ایران ، تظاهراتی از سوی شیعیان بحرین ـ که اکثریت جامعه بحرین را تشکیل ‌می‌دهند ـ به وقوع پیوست145؛ و در 1360، شورای همکاری خلیج فارس با عضویت شش کشور از جمله بحرین تشکیل شد (منوچهر پارسادوست ، نقش سازمان ملل در جنگ عراق و ایران ، تهران 1371ش، ص347


  1. ^ محمد بن محمد ادریسی ، کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، ج 1، ص 386
  2. ^ مجمع الجزایر
  3. ^ یا اُوال
  4. ^ رجوع کنید به بحرین ، ناحیه قدیمی
  5. ^ یا جرا؛ ابن حائک ، صفه جزیره العرب ، چاپ محمدبن علی أکوع ، بیروت 1403ق/1983م، ص381
  6. ^ حکومت گرهه پس از سقوط بابل در 539 ق.م به دست سپاهیان کوروش ـ دایره المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران 1345 ش ـ، ذیل «بابل» ـ از سوی فراریان کلده‌ای [بابلی] در نزدیک احساء پدید آمد و متأثر از فرهنگ ایرانی بود ـ > فرهنگ باستان پاولی < ، ذیل «گرهه»
  7. ^ به دست آمده در بین النهرین
  8. ^ یا تیلوون
  9. ^ ویلسون ، ص 34؛ > فرهنگ باستان پاولی < ، همانجا
  10. ^ بیبی ، همانجا
  11. ^ متوفی 323 ق م
  12. ^ یا تولوس
  13. ^ جورج فدلو حورانی ، دریانوردی عرب در دریای هند ، ترجمه محمد مقدم ، تهران 1338 ش، ص 121؛ آلفرد فرایهرفون گوتشمید، تاریخ ایران و ممالک همجوار آن از زمان اسکندر تا انقراض اشکانیان ، ترجمه کیکاووس جهانداری ، تهران 1356 ش، ص 77؛ ویلسون ، ص 57؛ جواد علی ، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت 1976ـ 1978م، ج 2، ص 19
  14. ^ مرکزش دارین
  15. ^ جوادعلی ، ج 1، ص 176
  16. ^ ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967، ص32؛ ابن حوقل، کتاب صوره الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967م، ص267؛ محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967، ص 53؛ یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ 1866-1873، چاپ افست تهران 1965، ج 1، ص 395
  17. ^ دوره ساسانی
  18. ^ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت 1405ق/1985م، ج 6، ص 260
  19. ^ ابن حوقل ، همانجا
  20. ^ حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1340 ش، ص 20
  21. ^ «وال»
  22. ^ ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش، ص 151
  23. ^ محمد بن محمد ادریسی ، کتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، ص493ـ560
  24. ^ همان، ج 1، ص 387
  25. ^ وگاهی در دریای پارس
  26. ^ محمدبن نجیب بکران ، جهان نامه ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران 1342ش، ص 20، 43
  27. ^ یاقوت حموی ، ج 1، ص 395
  28. ^ از اتابکان فارس
  29. ^ جزیره بحرین
  30. ^ احمد بن ابی الخیر زرکوب شیرازی ، شیرازنامه ، چاپ بهمن کریمی ، تهران 1310 ش، ص 56؛ حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران 1362 ش، ص 506؛ عبدالله بن فضل الله وصاف حضره ، تحریر تاریخ وصّاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران 1346 ش، ص 105
  31. ^ وصاف حضره ، همانجا
  32. ^ پادشاه مَعْبَر، متوفی 692
  33. ^ همان ، ص 186
  34. ^ همان ، ص 206
  35. ^ در 702
  36. ^ همان ، ص 283
  37. ^ هرموز
  38. ^ عبدالله بن محمد کاشانی ، تاریخ اولجایتو ، چاپ مهین همبلی ، تهران 1348 ش، ص 183
  39. ^ پادشاه هرموز، متوفی 758
  40. ^ احمدبن محمد غفاری قزوینی ، تاریخ جهان آرا ، تهران 1343 ش، ص 191
  41. ^ ابن بطوطه ، سفرنامه ابن بطوطه ، ترجمه محمدعلی موحد، تهران 1361ش، ج 1، ص 251
  42. ^ حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، نزهه القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران 1362 ش، ص 137
  43. ^ خلیج فارس
  44. ^ ص 234
  45. ^ 654ـ750
  46. ^ متوفی 728
  47. ^ محمود کتبی ، تاریخ آل مظفر ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران 1364 ش، ص 140؛ عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حمله چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران 1364ش، ص 410
  48. ^ متوفی 786
  49. ^ عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج 1، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران 1353 ش، ص 363ـ364
  50. ^ یا 913
  51. ^ برادر وزیر هرموز
  52. ^ اسکندرمنشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، تهران 1350 ش، ج 2، ص 614ـ615
  53. ^ برانغازی
  54. ^ عسلویه
  55. ^ منامه
  56. ^ جلال الدین محمد منجم یزدی ، تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال ، چاپ سیف الله وحیدنیا، تهران 1366 ش، ص 209ـ210؛ اسکندرمنشی، ج 2، ص 615، 980
  57. ^ منجم یزدی ، ص 332
  58. ^ پیترو دلاواله ، سفرنامه پیترو دلاواله
  59. ^ 
  60. ^ منجم یزدی ، ص 235
  61. ^ حسین بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران 1366 ش، ص247
  62. ^ محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمداسماعیل رضوانی ، تهران 1363ـ1367 ش، ج 2، ص 930؛ سدیدالسلطنه ، ص 232
  63. ^ حسینی استرآبادی، ص 260
  64. ^ سدیدالسلطنه ، ص 232
  65. ^ همان ، ص 232ـ233
  66. ^ تادوزیودا کروسینسکی ، سفرنامه کروسینسکی ، ترجمه عبدالرزاق دنبلی
  67. ^ 
  68. ^ از یعربیان
  69. ^ J.G. Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, Oman and Central Arabia , Buckinghamshire 1986, Volume 2, Pages 836-837؛ محمدحسین قدوسی، نادرنامه ، مشهد 1339 ش، ص 46
  70. ^ ظاهراً تبعه ایران
  71. ^ قدوسی ، همانجا
  72. ^ یا هویله
  73. ^ ویلم فلور، حکومت نادرشاه
  74. ^ 
  75. ^ استرآبادی، همانجا؛ پری، همانجا
  76. ^ فلور، ص 153ـ 169
  77. ^ سدیدالسلطنه ، ص 233
  78. ^ فلور، ص 116
  79. ^ و بنابر برخی از منابع ، با کلبعلی خان
  80. ^ سدیدالسلطنه ، ص 84 ، 233
  81. ^ فلور، ص 162
  82. ^ شیخ نصر و شیخ غِیث
  83. ^ سدیدالسلطنه ، ص 233
  84. ^ فلور، ص 210
  85. ^ پری ، ص 221، 225
  86. ^ در دوره زندیه
  87. ^ کارستن نیبور، سفرنامه کارستن نیبور ، ترجمه پرویز رجبی ، تهران 1354 ش، ص 36
  88. ^ در فارس
  89. ^ سدیدالسلطنه ، ص 234؛ Gholam-Reza Tadjbakhche, La question des iles Bahrein , Paris 1960, Page 43
  90. ^ شیخ احمد نوه خلیفه
  91. ^ فارس
  92. ^ Abbas Faroughy, The Bahrein Islands: 750-1951, New York, 1951, Page 72
  93. ^ سدیدالسلطنه ، همانجا
  94. ^ همانجا
  95. ^ امام مسقط
  96. ^ نیابت امام مسقط
  97. ^ همان ، ص 234ـ 235
  98. ^ همان ، ص 235
  99. ^ از وهابیها
  100. ^ همان ، ص 234
  101. ^ جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیه ایران ، ترجمه غ. وحید مازندرانی ، تهران 1362 ش، ج 2، ص 547؛ ویلسون ، ص 242
  102. ^ لوریمر، ج 2، ص 849؛ Fereydoun Adamiyat, Bahrein Islands , New York 1955, Page 253؛ منصوره اتحادیه ، گوشه هایی از روابط خارجی ایران ، تهران 1335ش، ص27
  103. ^ تاجبخش ، ص 70، 250ـ251
  104. ^ سدیدالسلطنه ، ص 236
  105. ^ تاجبخش ، ص 85
  106. ^ زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، بستان السیاحه ، یا، سیاحت نامه ، تهران 1315ش، ص 131
  107. ^ رضاقلی بن محمد هادی هدایت ، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضه الصفا ، ج 8 ـ10، تهران 1339 ش، ج 10، ص 189
  108. ^ لوریمر، ج 2، ص 862
  109. ^ سدیدالسلطنه ، ص 237
  110. ^ جهانگیر قایم مقامی ، بحرین و مسائل خلیج فارس ، تهران 1341 ش، ص 20
  111. ^ کُرزن ، ج 2، ص 547
  112. ^ برگ 278 مجموعه 6044 اسناد دولتی ایران ، نامه مورخ ذیحجه ، به نقل قایم مقامی ، ص 29ـ30
  113. ^ سدیدالسلطنه ، همانجا
  114. ^ محرک
  115. ^ همان ، ص 238
  116. ^ علی بن خلیفه
  117. ^ قایم مقامی ، ص 64
  118. ^ دست نشانده انگلیس
  119. ^ سدیدالسلطنه ، همانجا
  120. ^ قایم مقامی ، ص 71
  121. ^ J.B. Kelly, Britain and the Persian Gulf 1795-1880 , Oxford 1968, Pages 726-729؛ تاجبخش ، ص 153؛ قایم مقامی ، ص 76
  122. ^ قایم مقامی ، همانجا
  123. ^ سدیدالسلطنه ، ص 240
  124. ^ Rouhollah K. Ramazani, The foreign policy of Iran, 1500-1941, Charlottesville 1966, Page 247
  125. ^ زباره
  126. ^ سدیدالسلطنه ، ص 240ـ241
  127. ^ معادل پنجاه هزار تومان
  128. ^ همان ، ص 241
  129. ^ دوره محمدرضا پهلوی
  130. ^ ر. وادالا، خلیج فارس در عصر استعمار ، ترجمه شفیع جوادی ، تهران 1364 ش، ص 36ـ37
  131. ^ رمضانی ، 1966، ص 247ـ 248؛ آدمیت ، ص 194
  132. ^ آدمیت ، همانجا
  133. ^ همانجا؛ رمضانی ، 1966، ص 248
  134. ^ آدمیت ، ص 195؛ رمضانی ، 1966، ص 248؛ تاجبخش ، ص 262ـ263
  135. ^ علی زرین قلم ، سرزمین بحرین : از دوران باستان تا امروز ، تهران 1337 ش، ص 244
  136. ^ همان ، ص 251
  137. ^ مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران 1363 ش، ص 446
  138. ^ زرین قلم، ص 261، 283ـ284
  139. ^ قایم مقامی ، ص 87
  140. ^ Rouhollah K. Ramazani, Iran's foreign Policy, 1941-1973 , Charlottesville 1975, Pages 416-419
  141. ^ همان ، ص 435
  142. ^ استان چهاردهم
  143. ^ منوچهر پارسادوست ، نقش عراق در شروع جنگ ، تهران 1369ش، ص358ـ360؛ رمضانی ، 1975، ص 424ـ 425؛ اسدالله علم ، گفتگوی من با شاه : خاطرات محرمانه امیراسدالله علم ، ترجمه گروه مترجمان انتشارات طرح نو، تهران 1371 ش، ج 1، ص 20
  144. ^ همو، ج 1، ص 39
  145. ^ پارسادوست ، ص276

از: خسروی، خسرو/ کاظم موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1381 هـ.ش، ج 11

ارتباط با ما | لوگوی ما
حقوق مطالب اختصاصی محفوظ است.