فرهنگ‌نامه‌ی مقاومت اسلامی
فرهنگ‌نامه‌ی آزاد مقاومت اسلامی
مربوط به:  جبل عامل

پیشینه جبل عامل

سرزمین جبل عامل در عهد باستان و پیش از مهاجرت بنی عامله بدانجا، میهن کنعانیانِ سامی‌تبار بوده است و هم ایشان‌اند که یونانیان بعدها آنان را فنیقی، و سرزمینشان را فنیقیه نامیده‌اند1. در عهد کهن، از این سرزمین دانشمندان بزرگی برخاستند که از آن جمله‌اند: موخوس صیدونی، امورفیس صوری2. اقلیدس3 که برپایه منابع اسلامی زاده شهر صور بود4. همچنین فرفوریوس5 زاده صور و شاگرد مبرّز فلوتین اسکندرانی و مؤلف دیباچه کتابهای منطق، معروف به ایساغوجی از این سرزمین بوده است6.

در هنگام ظهور اسلام منطقه در تصرف دولت بیزانس بود و در12ق/633م سپاه اسلام به مرزهای شام رسید. در 15ق/636 م و در جنگ یرموک که در ساحل نهری به همین نام رخ داد، مسلمانان نیروهای بیزانسی را به سمت شمال راندند. در یرموک فرماندهان اسلام سپاه را به چند لشکر تقسیم کردند. سپس، تمامی منطقه‌های گشوده شده را میان خود بخش نمودند و به سمت غرب مدیترانه به پیشروی پرداختند7. یکی از این فرماندهان یزید بن ابوسفیان8 بود که جبل عامل به دست وی گشوده شد و احتمالاً شُرَحبیل بن حَسَنه نیز در فتح جبل عامل با او همراه بوده، زیرا در برخی از منابع از وی به عنوان فاتح صور یاد شده است و افزون بر آن، تپه‌ای با موقعیت مهم راهبردی در شمال جبل عامل در نزدیک شهر صیدا، تا به امروز نام وی را بر خود دارد9.

اگرچه در گزارش‌های اسلامی، به طور اعم، پافشاری می‌شود که قبیله بنی عامله در هنگام فتح اسلامی در جبل عامل، یعنی کوهساران شمالی فلسطین که به نام ایشان نامیده شده است، حضور داشته‌اند10، برخی دیگر از گزارش‌ها حکایت از آن دارند که از عصر توراتی تا 9ق/630م و زمان غزوه تبوک، این قبیله در جایگاه سابق خود، بلقا و جنوب فلسطین در مجاورت قبیله‌های لخم و جذام می‌زیسته است11.

به نظر می‌رسد که همین گزارش‌ها بیانگر نقل و انتقال قبیله عامله به سمت شمال و به کوهساران جلیل و جبل عامل بوده باشند که به اقتضای ضرورت‌های نظامی در امپراتوری بیزانس به هدف مقابله با فتح اسلامی صورت گرفته است12. نیز محتمل است که انتقال یافتن ایشان، از سازمان‌دهی‌های اداری و استراتژیکی نشئت گرفته باشد که پس از فتح اسلامی منطقه، زیرنظر خلیفه دوم و در سفر وی به جابیه در 18ق/639 م به‌اجرا درآمده‌اند. اگرچه قبیله عامله، همچون قبیله‌های دیگر عرب، در جنگ یرموک هم‌پیمان سپاه بیزانسی بودند که فرماندهی آن را شهریار غسّانی، جبلة بن اَیهَم13 برعهده داشت، این امر مانع از گرایش برخی از خاندان‌های آن قبیله به اسلام و حضورشان در جبهه مسلمانان نشد؛ چنان‌که گزارش شده است بنی عامله همراه برادران عرب فلسطینی خود در جنگ یرموک در جناح چپ سپاه مسلمانان بوده‌اند14 و یکی از اضلاع مثلث قبیلگی لخم، جذام و عامله را تشکیل می‌داده‌اند که هر 3 به بر طبق گواهی تبارشناسان عرب به ریشه قبیلگی واحدی انتساب داشته‌اند و در روزگار بنی امیه تشکل چیره عرب در منطقه به شمار می‌رفته‌اند15 و حتى عَدیّ بن رِقاع عاملی شمار رزمندگان ایشان را در بیتی از مدحیه خود در ضمن ستایش روح بن زنباع جذامی، 80 هزار یاد کرده است16.

البته، قبیله عامله در عصر اموی هرگز از موقعیت ممتازی که جذام به دست آورده بود، برخوردار نشد؛ حتى در خلال رویدادهای سیاسی سرنوشت‌ساز امویان همچون واقعه‌های صِفّین و مَرْج راهِط ذکری از آنان به میان نیامده است و در سراسر این دوران که حدود یک سده به طول انجامید، شخصیت‌های برجسته‌ای از عاملیان برنخاسته‌اند، مگر دو تن: یکی در صحنه سیاسی، که ثعلبه فرزند سلامه عاملی کارگزار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی بر اردن بود؛ و دیگری شاعر بلندپایه، عَدّی بن رقاع عاملی17، همتای جریر و فرزدق که به مدح ولید بن عبد الملک18 پرداخته و در عصر او می‌زیسته است19. اما در عوض، از همان ابتدای فتح اسلامی، عاملیان به طور گسترده به پذیرش آیین مقدس اسلام رو آوردند و به خصوص چون معاویة بن ابوسفیان مخالفان سیاسی خود را از جمله به جبل عامل در جنوب لبنان تبعید می‌کرد، ایشان اندیشه‌های ناب اسلامی را از زبان بزرگان دین فرا می‌گرفتند و به نشر آموزه‌های آیین تازه در بیشتر نواحی جبل عامل و منطقه خویش می‌پرداختند20.

ابوذر غفاری

از جمله پیش‌کسوتان نشر و پاسداری اسلام در منطقه شام و به‌ویژه در جبل عامل، صحابی بزرگ، جُنْدَب بن جناده، معروف به ابوذر غِفاری بود. بر طبق گزارش‌های فتوح، افراد قبیله بنی غفار، قبیله ابوذر غفاری، همراه ‌شمار اندکی قیسی مرکب از قبیله‌های مُزَینه، کَعب و اَس‍لَم که از 200 نفر تجاوز نمی‌کردند، به فرماندهی ضَحاک بن قیس فهری در عهد ابوبکر بیرون شتافته، به سپاه یزید بن ابوسفیان در شام پیوستند. ابوذر در فتح شهر بیت ‌المقدس شرکت کرد و به نظر می‌رسد که قبیله غفار از آن پس در آن شهر اقامت گزیده باشند، زیرا ابوذر نیز آن جا را محل اقامت خود گردانید و آن منطقه را «ارض الجهاد» خویش ‌خواند. او از همان‌جا در جنگ‌هایی که با بیزانس رخ می‌داد، شرکت می‌کرد و در شهرهای جبل عامل ستادها، و در شهر قدس نیز پایگاهی که به نظر می‌رسد، پایگاه کارهای جهادی او بوده، دایر کرده بود. یکی از ستادهای او در شرق جبل عامل در شهر میس الجبل، و دیگری در غرب جبل عامل بر ساحل مدیترانه در شهر صرفند بوده است. افزون بر این شهرها، او در روستاها و شهرهای دیگر منطقه نیز رفت و آمد می‌کرد و تعالیم اسلامی را آموزش می‌داد. ستادهای یاد شده، هم‌اکنون به نام مقام‌های ابوذر موجودند و به دو مسجد کهن تبدیل شده‌اند که مردم به زیارت آنها می‌روند. ابوذر از همان‌جا در 23ق/644 م در پیکارهای صائفه شرکت جست و نیز در 27-28ق/648-649 م از جمله صحابیان بزرگی بود که در فتح قبرس شرکت کرده بودند21.

گزارش‌ها حکایت از آن دارند که معاویه جنوب لبنان را تبعیدگاه مخالفان سیاسی خود کرده، و ابوذر غفاری را هم به سبب اندیشه‌های پرشور اسلامی انقلابی در آن جا به عنوان تبعیدی تحت نظر نگه داشته بود و حتیٰ او به عثمان شکایت ‌برده، درخواست نموده بود که ابوذر را از شام دور گرداند؛ عثمان نیز ابوذر را به مدینه احضار نمود22.

فتح اسلامی

پس از فتح اسلامی شام، نیروی دریایی بیزانس، پیوسته دست به حمله‌ها و غارتهای مکرر شهرهای ساحلی مصر و شام می‌زد، شهرها را ویران می‌کرد و مردم را می‌کشت و جزیره قبرس پایگاه این حمله‌های دریایی بحریه ایشان بود. از این‌رو، به اقتضای اوضاع نظامی، مسلمانان تصمیم به فتح جزیره قبرس گرفتند، اما نخست می‌بایست نیرویی دریایی تأسیس می‌‌کردند. از این‌رو، معاویه به اهالی بندرهای صور و عکا دستور داد کشتی‌های خود را ترمیم کنند و همه را به مرکزی که در عکا تعبیه شده بود، انتقال دهند. معاویه خبرگان کشتی‌سازی و ماهران نیروی دریایی را نیز از دوردست‌ها به عکا فراخواند و از جمله اسواران ایرانی بندر ابلّه23 و برخی از دریانوردان دیگر ایرانی را که در خلیج فارس حضور داشتند، بدانجا برد و چون ترمیم و تجهیز کشتی‌ها و تأسیس نیروی دریایی تکمیل شد، در 27ق به قبرس حمله برد و سپس دستور داد صنایع کشتی‌سازی مصر هم بدانجا منتقل گردند، تا آن جا پایگاه اصلی حفاظت از امنیت کرانه‌های دریا و مرکز نیروی دریایی باشد. بدین‌ترتیب، تا زمان خلافت هشام بن عبد الملک24 همان‌جا مرکز اصلی صنایع کشتی‌سازی و پایگاه مرکزی نیروی دریایی مسلمانان بود و در آن زمان به شهر صور، انتقال یافت و تا زمان خلافت متوکل25 و به قولی، تا زمان مقتدر26 صور همچنان مرکز و پایگاه بود و سپس باز به عکا انتقال یافت27.

استفاده مسلمانان از موقعیت استراتژیک جبل عامل موجب تحکیم وضعیت نظامی و دفاعی ایشان و سبب برقراری امنیت در منطقه شد و پس از آن شهرها آباد، و بازارهای داخلی پررونق شدند و گلوگاه بازرگانی بین ‌المللی در اختیار ایشان قرار گرفت. بدین‌ترتیب، منطقه جبل عامل و به خصوص شهر صور، از همان آغازِ فتح اسلامی نقش خود را در سیاست دریایی مسلمانان ایفا کرد و گرایش فراگیر عاملیان به اسلام و تشیع از همان دهه‌های آغازین سده 1ق/7م، موجب گردید تا در میان یاران امام حسین علیه السّلام و شهیدان کربلا شخصیت‌هایی پرورش یابند و در این کانونِ انتشار فرهنگ اسلامی، افرادی همچون عمر بن خالد و قیس بن مسهّر، هر دو از اهالی صیدا پدید آیند28.

در سده 2ق/8م منطقه جبل عامل گواه قیام ابوالعمیطر علی‌ بن عبد الله بن خالد بن یزید بن معاویه، معروف به سفیانی شد که در عهد خلافت امین29 بر ضد عباسیان در منطقه شام سر برداشت و مدعی بود که زاده دو پیر صفین، امام علی علیه السّلام و معاویه است و می‌‌خواهد که حق را به حق‌دار برساند، یعنی حکومت را دوباره به امویان بازگرداند. سردار عباسی، محمد بن بیهس کلابی، در منطقه شبعا از توابع جبل عامل، در جنگ سختی که میان دو طرف رخ داد، ابوالعمیطر را شکست داد و جنبش سفیانی فرو نشست و اگرچه اهالی جبل عامل با قیام سفیانی همکاری نداشتند، اما همین قیام زمینه‌ساز مشارکت فراگیر مردمی در نهضت‌هایی گردید که در منطقه‌های مختلف برضد حکومت عباسی شکل می‌گرفت30.

در 246ق/860 م مردم جبل عامل در نهضتی فراگیر شرکت کردند که اگرچه از دشت اردن آغاز شد، اما در همه مناطق شام گسترش یافت و از جمله تمامی منطقه جبل عامل را فراگرفت و چون رهبری این نهضت با شخصی به نام مُبَرقع بود، این نهضت نیز بدین نام معروف گردید و چون بر کشاورزان تکیه داشت، نوعی نهضت فصلی بود که در فصل‌های گوناگون زراعی شورش‌ها تکرار می‌شد31. این شورش‌ها در مناطق غربی جهان اسلام زمینه پیدایش دولتک‌های نیمه‌مستقلی را فراهم ‌ساختند که اولین آنها دولت طولونی بود که در 256ق/870 م، احمد بن طولون آن را تأسیس کرد و مصر را مرکز این دولت قرار داد؛ سپس توانست بلاد شام و چندین منطقه دیگر ازجمله جبل عامل را بارها و بارها به قلمرو خود ضمیمه کند32.

در پی آن، دولت قرمطیان، سپس دولت اخشیدیان در مصر، و دولت حمدانیان در حلب شکل گرفتند و همواره دولت عباسی از بغداد لشکر اعزام می‌کرد و این منطقه‌های سر به استقلال برداشته را با نیروی نظامی به زیر سلطه خود درمی‌آورد، اما از حدود سال 378ق/988م، دولت فاطمی که در شمال افریقا تأسیس شده، و مصر را به پایتختی خود برگزیده بود، تصمیم گرفت نفوذ و قلمرو خود را در شام و به‌ویژه در منطقه جبل عامل گسترش دهد. از این‌ رو، شهرهای ساحلی بارها و بارها هم از سوی فاطمیان، و هم از سوی عباسیان مورد حمله قرار گرفتند و پس از افتادن شام به دست فاطمیان در 389ق/999م، در دمشق و شهرهای دیگر شام شورش‌های متعددی برضد حکومت فاطمیان پدید آمد، اما اهالی جبل عامل پذیرای حکومت جدید شدند و شهر صور که از آغازِ تأسیس دولت طولونی از زیر سیطره خلافت عباسی بیرون آمده بود، در این هنگام به پایگاه مرکزی دولت فاطمی در منطقه شام بدل شد33.

در این هنگام، طرابلس پایگاه جدید دولت عباسی برای جلوگیری از حمله‌های بیزانس به منطقه شمالی شد، اما صور همچنان نقش عمده خود را به عنوان پایگاهی جنوبی در حراست منطقه ایفا می‌کرد و مهم‌ترین وظیفه‌اش به جز حمایت این بخش از ساحل مدیترانه، نظارت بر جابه‌جایی نیروهای سیاسی مخالف فاطمیان و مقابله با قرمطیان، ترکمانان و صلیبیان در داخل منطقه نیز بود34؛ اما در همین ایام در شهرها و آبادی‌های دیگر منطقه به سبب امضای قرارداد صلحی میان خلیفه فاطمی، الحاکم بامر الله35 با امپراتور بیزانس، باسیلیوس دوم36، مخالفت با دولت فاطمی برپا شد و دامنه شورش‌ها بالا گرفت، ازجمله در دمشق نافرمانی بر ضد پاسگاه‌های نیروهای فاطمی، به نابودی شمار زیادی از سپاهیان ایشان که عنوان جند مغاربه داشتند، منجر شد و در رمله هم بنی جراح سر به شورش برداشتند37.

در جبل عامل هم هم‌زمان با حمله بیزانس به فرماندهی دوکاس38 به باروی افامیه، در شهر صور شورشی برضد فاطمیان شکل گرفت. رهبر شورشیان دریانوردی از اهالی صور به نام علّاقه بود که حضور فاطمیان در طرابلس، و نیروی دریایی بیزانسی در منطقه جبل عامل را برای موفقیت قیام خود مغتنم شمرد.

بیزانسیان همواره در پی برقراری ارتباطی استوار با مخالفان حکومت فاطمی بودند و علّاقه برای این هدف بهترین وسیله بود و البته حرکت او به منزله خیانتی بزرگ به منطقه به شمار می‌آمد، زیرا با این کار دروازه‌های منطقه را به روی دشمن خارجی به‌خصوص بیزانس باز می‌کرد. فاطمیان بی‌درنگ توانستند نیروی دریایی بیزانس را که برای پوشش دادن به جنبش علّاقه، شهر صور را محاصره کرده بود، در پی جنگ دریایی سختی نابود کنند. آن‌گاه به شهر درآمدند و آتش شورش را با دستگیری رهبر شورشیان خاموش کردند، سپس او را به مصر برده، در آن جا به قتل رساندند و با این کار ضربه‌ای کاری بر نیروهای بیزانس که چیرگی خود را بر تمامی شام در گرو چیرگی بر منطقه جبل عامل و به خصوص بر شهر صور می‌دید وارد کردند39.

در همین هنگام پیدایش امیرنشین مستقلی در صور به دست قاضی عین ‌الدولة بن عقیل جلب نظر می‌کند که دولت فاطمی قاهره بی‌درنگ و مستقیم برای سرکوب آن وارد عمل شد و به نیروهای خود فرمان محاصره صور را صادر کرد. همین امر، موجب شد که ابن عقیل، از ترکان دمشق که امیر قرلو بر ایشان فرماندهی داشت، یاری بطلبد. او نیز لشکری مرکب از 11 هزار سپاهی به کمک بنی عقیل فرستاد تا شهر صیدا را که پیوسته پیرو فاطمیان بود، محاصره کردند و فرمانده نیروهای محاصره‌کننده صور، امیر بدر الجمالی مجبور به برداشتن محاصره از صور گردید40.

پس از آن، امارت بنی عقیل به مدت 20 سال استمرار یافت و عین ‌الدوله و پس از وی فرزندانش زمام امور را در دست داشتند. آن‌گاه امور صور به دست فاطمیان افتاد و آنان امیرمنیر‌ الدوله جیوشی را به حاکمیت آن جا تعیین کردند، اما او هم تصمیم به استقلال از دولت فاطمی گرفت، ولی شکست خورد و دستگیر گردید.

جنگ‌های صلیبی

بندر صور که از ابتدای فتح اسلامی بندر اصلی جند اردن به شمار می‌رفت، چه در دوره اموی و عباسی، و چه در دوره تسلط فاطمی درآمد تجارتی بالایی، گاه 40٪ و گاهی 50٪ درآمد بیت ‌المال از جندهای شام و اردن را به بیت‌ المال سرازیر می‌کرد؛ زیرا افزون بر مقادیر بالای جزیه و خراج که از آن جا وصول می‌شد، تمامی عوامل لازم برای تبدیل شدن آن جا به منبع ثروت را دارا بود. از جمله، موقعیت جغرافیایی، ثبات نسبی اوضاع سیاسی و دینی، موفقیت دستگاه مالیات‌گیری، فصول خوب و وفور کالا و محصول در منطقه فراهم بودند و دولت فاطمی پس از براندازی بنی عقیل و دستگیری منیر الدوله جیوشی، مالیاتی بسیار سنگین بر بازرگانی صور بست41 و به نظر می‌رسد که همین امر در کنار توالی علت‌ها و رویدادهای دیگر داخلی و بین ‌المللی، سبب هجوم هزاران نفر از غرب به سوی شهرهای منطقه گردید که به عنوان جنگ‌های صلیبی به مدت چند سده آن جا را به خاک و خون کشیدند42.

در نخستین حمله صلیبی صیدا و نیروهای دفاعی شهر در مقابل صلیبیان به دفاع پرداختند و از شهر محافظت کردند، اما صلیبیان به نابود کردن روستاها و مزارع اطراف پرداختند و خود را در 492ق/1099م به بیت ‌المقدس رساندند و نخستین امیرنشین لاتین را در اورشلیم تأسیس کردند، اما نتوانستند صیدا و منطقه جبل عامل را به اشغال خود درآورند و حتى در 499ق/1106م که ملک بودوئن کوشید شهر را تصرف کند، موفق نشد و عقب‌نشینی کرد. اما هنگامی که نیروهای حمله دوم صلیبی در 501 ق/1108م به کمک ایشان آمدند، شهر را از دریا و خشکی در محاصره‌ای سخت گرفتند و این امر فاطمیان را به اعزام سریع نیرویی دریایی برای دفع خطر از صیدا واداشت که توانست کشتی‌های صلیبیان را شکست دهد و محاصره دریایی شهر را از بین ببرد.43؛ اما چون نیروی دریایی اصلی فاطمیان مقیم صور بود، آنان نتوانستند از سقوط صیدا به دست صلیبیان جلوگیری کنند و چون در 503 ق/1110م شهر سقوط کرد، صلیبیان غرامتی بر اهالی به مبلغ 20 هزار دینار بستند که ایشان را به فقر و فاقه کشانید و اموالشان مصادره شد44.

پس از سقوط صیدا، در منطقه جبل عامل، شهر صور تنها بندر فاطمی در ساحل شرقی مدیترانه بود و فاطمیان در استوارسازی و تبدیل آن به پایگاه دریایی بسیار کوشیدند و از همان پایگاه بود که به مواضع صلیبیان حمله‌ می‌کردند.

صلیبیان در 498ق/1105م، دژ استواری در تبنین، یکی از شهرهای جبل عامل در نزدیک صور ساختند و این امر پس از آن بود که با گذر از جبل عامل از راه داخلی، دور از خط ساحل این بار به بیت‌المقدس رسیده بودند . آنان در 500 ق/ 1107م در هونین نیز دژی به عنوان مرکز نظامی تأسیس کردند که امدادی برای ایشان در تحرک‌هایشان بود؛ با وجود این، یک خط عبور خشکی در داخل جبل عامل، بیرون از نقاط اشغالی باقی مانده بود. این قسمت تا پس از 503 ق/1110م تنها منطقه‌ای بود که دمشق را به یک بندر دریایی که صور باشد، ارتباط می‌داد و از آن‌رو، طغتکین توجه بسیاری به باقی نگه‌داشتن آن منطقه به دور از اشغال صلیبیان نشان می‌داد و در همان حال، صلیبیان نیز متوجه نقطه ضعف خود در منطقه بودند و تاریخ منطقه در پی سقوط صیدا، همواره در پیوند با جنگ و سرنوشت صور رقم می‌خورد45.

در این زمان صلیبیان برای تکمیل عملیات محاصره صور، در نزدیکی شهر و در منطقه معشوق برجی جدید احداث کردند، اما همچنان هر تلاشی که از 504 ق/1111م برای اشغال صور می‌کردند، بی‌نتیجه می‌ماند46.

در مقابل کمک‌های پیاپیی که از راه کوهستان توسط اتابک طغتکین بوری، حاکم سلجوقی دمشق47 به صور می‌رسید، شهر وابستگی به سلجوقیان را اعلان کرد و ایشان امیر مسعود را به حکومت آن جا منصوب کردند، بی آنکه خواندن خطبه به نام خلیفه فاطمی در آن شهر متوقف شود48.

در این هنگام، طغتکین پس از تجهیز سپاه حمله‌ای گسترده بر نیروهای صلیبی آغاز کرد که در خلال آن توانست قلعه تبنین را بکوبد و به سرزمین‌های فلسطینی درآید، چنان که صلیبیان وادار به تقاضای مذاکره با وی شدند، اما او نپذیرفت، ولی به علت ازهم‌گسیختگی وحدت اسلامی، نتوانست به پیروزی چشمگیری دست یابد. از این‌رو، صلیبیان حمله خود را به صور از سرگرفتند و در جنوب شهر در نزدیک اسکندرون قلعه‌ای تازه احداث کردند که پایگاهی سوق‌ الجیشی بر ساحل بود، اما در آن زمان49، نتوانستند از آن جا به سوی شمال در جهت شهر پیش‌تر بروند50.

در 516 ق/1122م نیروی دریایی فاطمیان به بندر صور رسید و پس از تعیین حاکمی فاطمی برای شهر، دوباره آن جا را به زیر سیطره حکومت مصر درآورد، اما به مجرد اینکه نیرو بندر را ترک کرد، اهالی از دمشق درخواست کمک کردند و طغتکین بدیشان پاسخ مساعد داد و در پی آن، شهر به مدت دو سال، مدام زیر حمله‌هایی از هر دو طرف بود تا اینکه در زمستان 518 ق/1124م صلیبیان با نیرویی دریایی مرکب از 300 کشتی و 15 هزار سپاهی از دریا و خشکی شهر را محاصره کردند و آن را در پایان همان سال به تسلیم واداشتند. با سقوط صور صلیبیان بر همه جبل عامل چیره شدند و آن را بر طبق تقسیمات اداری جدید خود تابع مملکت لاتینی بیت‌ المقدس قرار دادند51.

صلیبیان در پی چیرگی بر جبل عامل به تحکیم دژهای منطقه پرداختند؛ از جمله شاه اورشلیم، فولک، در 529 ق/1135م قلعه شقیف را که بیشتر ساختمان‌هایش از روزگار بیزانسی‌ها و برخی نیز از دوره اسلامی بر جای مانده بود، بازسازی کرد52.

با روی کار آمدن صلاح ‌الدین ایوبی و بر افتادن دستگاه خلافت فاطمیان در 566 ق/1171م بیشتر نواحی شام به دست صلاح‌ الدین افتاد؛ او در 568 ق بر دمشق چیرگی یافت و سپس شهرهای حمص و حماه را به تصرف خود درآورد، آن‌گاه در 583 ق/1187م، نیروهای صلیبی را در حطین در هم کوبید و تا 586 ق سراسر منطقه جبل عامل به‌جز صور و قلعه شقیف را از تصرف صلیبیان بیرون آورد53.

پس از مرگ صلاح‌ الدین و پدید آمدن اختلاف میان جانشینان وی منطقه به ضعفی شدید دچار شد و صلیبیان توانستند همه منطقه‌ها از جمله جبل عامل را که مسلمانان از ایشان باز پس گرفته بودند، از نو به تصرف درآورند، تا اینکه نیرویی جدید به نام ممالیک در جهان اسلام به مرکزیت مصر روی کار آمد. در این زمان افزون بر صلیبیان، خطر حمله مغولان نیز پدید آمده بود و این سلسله در 26 رمضان 658 ق/ 3 سپتامبر 1260م در جنگ عین جالوت و با یکپارچه کردن مصر و شام و شکست دادن مغولان توانستند جنگ با صلیبیان را در سراسر شام دنبال کنند54.

پس از روی کار آمدن ملک ظاهر بیبرس اول55 و انتقال مرکز خلافت از بغداد به مصر و پیروزی مملوکان بر مغولان در عین جالوت، عملیات نظامی بر ضد صلیبیان با ویران‌سازی کلیسای ناصره در 660 ق/1262م به وسیله نیروهای بیبرس آغاز گردید. او پس از محاصره قیساریه و گرفتن آن شهر در 663 ق/1265م، به عملیات فتح ادامه داد و با پیشروی در شمال، ارسوف را تصرف کرد و سپس به حیفا و عثلیت که از مراکز مهم تجمع صلیبی بودند، حمله برد و آن جاها را غارت کرد56.

ملک ظاهر بیبرس سپس تصمیم به آزادسازی صفد گرفت، اما پیش از محاصره آن جا مجموعه‌ای از سپاه خود را به عملیاتی اکتشافی به منطقه شقیف فرستاد. هدف بیبرس از این کار برگرداندن نظر فرنگیان از قصد حقیقی خود بود تا فرصت بیابد نقشه اشغال صفد را پیاده کند. او 4 بار پشت سر هم بدانجا حمله کرد تا اینکه در تابستان 664 ق/1266م صفد به دستش افتاد و از آن جا آهنگ آزادسازی کامل منطقه جبل عامل کرد و در همان سال به قلعه‌های تبنین و هونین جبل عامل رفت که در اختیار فرنگیان بودند؛ پس آنها را به تصرف درآورد و هر دو را به طور کامل چنان ویران ساخت که هیچ اثری از آنها به جا نماند. پس از آن آهنگ قلعه شقیف کرد و در 666 ق/1268م آن جا را نیز به تصرف درآورد57، به کوشش محمد مصطفى زیاده، قاهره، 1376ق/1957م، ج4(158 و59، ص1/549-550، 565-566؛ طراونه، 52؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص6460.

مملوکان

با افتادن قلعه شقیف به دست مسلمانان و پاک‌سازی آن منطقه، به حضور صلیبیان در بخش داخلی جبل عامل خاتمه داده شد، اما نوار ساحلی همچنان در دست صلیبیان باقی مانده بود تا اینکه پس از فتح طرابلس در بهار 688 ق/1289م به دست مسلمانان افتاد. در 690 ق/1291م مسلمانان به عکا هجوم بردند؛ در ضمن محاصره عکا ملک اشرف خلیل قسمتی از نیروهای خود را برای حفاظت راه‌ها به منطقه ساحلی صور فرستاد و چون اهالی از لشکر سلطان امان خواستند، بدیشان امان دادند و ایشان هم شهر را تسلیم کردند و در پی آن شهر صیدا، آن‌گاه بیروت و سرانجام حیفا و عثلیت نیز تسلیم شدند و مسلمانان با این پیروزی‌ها به حضور صلیبیان که مدت دو سده بر منطقه چیرگی داشتند، پایان دادند و پس از آن در زیر حکومت مملوکان تا فتح عثمانی، در تاریخ منطقه جبل عامل صفحه تازه‌ای گشوده شد61. در دوره مملوکان جبل عامل به 4 ولایت تابع مملکت صفد تقسیم گردید که عبارت بودند از:

1. ولایت تبنین و هونین به انضمام 32 روستا.

2. ولایت صور به انضمام 27 روستا.

3. ولایت شقیف به انضمام 34 روستا.

4. ولایت اقلیم به انضمام 12 روستا.

ولایت شقیف بزرگ‌ترین ولایت در مملکت صفد به شمار می‌رفت62.

در 691 ق/1292م سلطان خلیل اشرف به منطقه کسروان در استان کنونی جبل لبنان حمله کرد و در طی 3 حمله سراسر قتل و غارت میان سالهای 701-705ق/1302-1305م، آن جا را به دست نابودی سپرد و سکنه‌ای را که از دم تیغش جان سالم به در برده بودند، از آن جا بیرون راند. مردمی که به جبل عامل پناه بردند و در منطقه شمالی جزین اقامت گزیدند، با اهالی به زندگی پرداختند و از همان‌جا بود که نهضت مقاومت جدید جبل عامل پس از مدتی شکل گرفت63. با روی کار آمدن دسته جدیدی از مملوکان در مصر، اختلاف میان مملوکان بحری و برجی بالا گرفت و در 784ق/1382م سلسله مملوکان برجی چرکسی به رهبری ظاهر برقوق به حکومت دست یافتند و در منطقه جزین جبل عامل همجوشی کسروانیان و عاملیان شکل جدیدی از همبستگی یافت و از این راه، برای مقابله با هرگونه حمله جدیدی آمادگی یافتند و نهضت مقاومت ملی اسلامی در میانشان شکل گرفت.

از ابتدای سده 8 ق/14م وسالهای بعد در جبل عامل چهره‌هایی علمی و دینی همچون شیخ طحّان بن صالح عاملی و شیخ صالح بن مشرف عاملی ظهور کردند که هدفشان اصلاح همه منطقه جبل عامل بود. با آغاز سده 9ق/ 15م مکتب‌های دینی رو به ظهور نهادند که مهم‌تر از همه مکتب جزین بود. این مکتب را شمس‌ الدین محمد بن مکی جزینی، معروف به شهید اول64، پیشوای نهضت عاملیان و مؤسس حرکت انقلابی در آن سرزمین پی افکند65.

با از میان رفتن حمله‌های صلیبی به سرزمین شام و حکومت مملوکان بر منطقه جبل عامل، نظام اقتصادی و اجتماعی جدیدی در منطقه رو به رشد نهاد که از آن به نظام ارباب رعیتی تعبیر می‌شود. این نظام در حقیقت نوعی تیول‌داری بود که دولت مملوکی خود قدرت اصلی محسوب می‌شد. دولت هر منطقه را به عنوان تیول به اربابانی محلی واگذار می‌کرد و آنان بر زمین‌های کشاورزی و کشاورزان حکومت می‌کردند و به دولت مالیات می‌دادند و درصورت لزوم سپاهیان خود را در اختیار دولت می‌گذاردند66.

پس از شهادت پیشوای نهضت مقاومت اسلامی جبل عامل، شهید اول، یک خانواده از اربابان محلی منطقه موسوم به آل بشاره به صحنه درآمدند که منطقه جنوبی جبل عامل را هدف سیطره خود گردانیدند. آنان صور را مرکز توسعه نفوذ خود به سوی زمین‌های زراعی غنی آن منطقه قرار دادند. در 842 ق/ 1439م ابن بشاره به عمران صور پرداخت و با دایر کردن بازارهایی در آن جا خلقی انبوه را بدانجا انتقال داد و در استوارسازی استحکامات این شهر کوشید67. آنان در رویدادهای جبل عامل به‌ویژه، در پیکار میان ناصر فرج بن برقوق و امیران مملکت صفد، در کنار نایب الحکومه دمشق، امیر شیخ محمودی در حمله به صفد در807 ق/ 1405م قرار گرفتند. امیر احمد بن بشاره که همراه نافرمانان در حمله شرکت یافته بود، فرماندهی ایشان را برعهده داشت و فرصت مناسبی برای غارت و یغماگری به دست آورد68.

خاندان بشاره در 810 ق/1408م نیز در کنار ناصر فرج، در جنگی که میان نایب الحکومه صفد، امیر بکتمر شلق و نایب‌ الحکومه جدید دمشق، امیر نوروز در گرفت، شرکت کردند و در 811 ق قدرت خود را در جبل گسترش دادند و ساکنان منطقه شمالی آن را غارت کردند و گروهی از ایشان را کشتند. همچنین سپاهی را که برای جلوگیری از اعمال آنان اعزام شده بود، کشتار کردند و با بهره‌گیری از آشفتگی و هرج و مرج منطقه، بر مردم سخت گرفتند69، به کوشش محمد مصطفى زیاده، قاهره، 1376ق/1957م، ج4(170 و71، ص4/67، 7272.

در این روزگار، گه‌گاه چهره‌هایی تازه از این خاندان ظهور می‌کردند که در منطقه آوازه در می‌افکندند. یکی از ایشان حسن بن بشاره بود که به درجه‌ای از نیرومندی و نفوذ رسید که نه‌تنها در مملکت صفد، بلکه در تمام سرزمین شام بر شیوخ عشایر تقدم یافت73.

با افزایش نفوذ خاندان بشاره در منطقه جبل عامل، حمله‌‌های مکرری از سوی سلطان مملوکی و پیشوایان عشیرگان منطقه به سوی آنان آغاز شد و سخت‌ترین آنها، حمله پیشوای بقاع، ناصر الدین محمد بن حنش در 909ق/1503م با کمک نایب ‌الحکومه‌های منطقه به منظور تسلط بر جبل عامل بود.

ابن حنش با سپاه 5 هزار نفری با ایشان به پیکار پرداخت و با وجود اینکه عبد الساتر بن بشاره به مقابله با او رفت و از سپاهیان ابن‌ حنش حدود 200 نفری را به قتل رسانید، اما این خاندان زمین‌دار چنان شکستی خورد که پس از آن دیگر در هیچ مأخذ گفت‌وگویی از کاری که از ایشان سر زده باشد، وجود ندارد74.

چون در این دوره، جبل عامل در زیر سلطه حکومت مملوکی و در هرج و مرج ملوک طوایفی و اوضاع آشفته ناشی از شورش‌ها و جنبش‌ها به سر می‌برد و همه درها به روی جنبش‌های اصلاح‌‌طلبانه‌ای که شهید اول براساس اندیشه سیاسی و فقاهتی اسلامی در منطقه پی افکنده بود، بسته شده بود، اندیشمندان اصلاح طلب و عالمان دینی جبل عامل، به بیرون از جبل نظر دوختند، بدین امید که بتوانند آن اندیشه را در نقاط دیگری از جهان اسلام شکوفا سازند. از آن جا که در ایران سلسله صفویه با تکیه بر اندیشه سیاسی اسلامی شیعه تازه روی کار آمده بود، ایران بهترین کشوری بود که نظر ایشان را به خود جلب کرد . شیخ نورالدین علی بن عبد العالی کَرَکی عاملی، معروف به محقق کرکی75 از جمله عالمان دینی بود که به ایران مهاجرت کرد و مقام شیخ‌ الاسلامی یافت .

عثمانیان

دولت عثمانی در 922ق/ 1516م به حکومت مملوکان بر شام خاتمه داد. سپس در عهد سلطان سلیم به مصر لشکر کشید و با سلطان تومان بای مملوکی در نزدیکی قاهره جنگید. در 923ق سلطان سلیم فاتحانه به قاهره درآمد و سلسله مملوکی آن جا را برانداخت. عثمانیان همان تقسیم‌بندیهای اداری مملوکان را نگه داشتند و در نتیجه همان نظام ارباب و رعیتی پیشین محفوظ ماند. در جبل عامل هم که در دوره مملوکان چندین خاندان اربابی همچون: خاندان بشاره، شکر، علی‌صغیر، سرزمین را میان خود قسمت کرده بودند، با فتح عثمانی دو خاندان اربابی تازه به دوران رسیده نیز در صحنه آشکار شدند: آل صعب، حاکمان شقیف؛ و آل منکر، حاکمان اقلیم التفاح. در نتیجه، شکل حکومت اربابی در منطقه جبل عامل بدین‌گونه شد: هر خانواده اربابی در اراضی تحت حاکمیت خود از استقلال اداری برخوردار بود و ارباب حاکم در اداره قلمرو خویش آزادی عمل داشت و از اراضی خود محافظت می‌کرد. هیچ قدرت مافوقی در منطقه وجود نداشت و قدرت دولت تنها، قدرتی اسمی بود که در حق مالیات‌گیری و جمع‌آوری باج و خراج‌های تعیین‌شده بر طبق شرایط خلاصه می‌شد، بی‌ آنکه حق مداخله در امور داخلی سرزمین را داشته باشد. هر حاکمی ارتش خاص خود را داشت تا از ایالت خود به دفاع بپردازد و هرگاه از سوی دشمنی از بیرون تهدید می‌شد، ایالت‌های دیگر به کمک و یاری‌اش برمی‌خاستند. بدین‌ترتیب، خود ارباب حاکم در محل، به عنوان نماینده دولت عثمانی به شمار می‌رفت و نیازی نبود که دولت کارمندانی استخدام کند و به منطقه بفرستد76.

یکی از عالمان دینی برجسته در این دوره که نقشی بنیادین در پیشبرد اندیشه فقاهتی و علوم داشت علامه زین ‌الدین علی بن احمد، معروف به شهید ثانی بود. او در 13 شوال 911ق/ 1505م در جباع، از توابع التفاح متولد شد و در نزد پدر پس از حفظ قرآن به تحصیل پرداخت. سپس به مدرسه مشهور میس الجبل، و پس از آن به کرک نوح رفت و به تحصیل خود ادامه داد. او پس از سفر به دمشق و مصر و گزاردن حج به زادگاهش جبل عامل بازگشت77.

شخصیت برجسته دیگر جبل عامل در این دوره علامه حسین بن عبد الصمد بود که در پی نامساعد شدن جبل برای اشاعه اندیشه‌هایش، به بحرین کوچید و در آن جا تا پایان عمر به تدریس پرداخت. شخصیت دینی و سیاسی دیگر این دوره، فرزند همین شیخ حسین، شیخ محمد بن حسین بن عبد الصمد، مشهور به بهاء الدین عاملی78 است که در 953ق/1546م در بعلبک ولادت یافت و سپس همراه پدرش به سوی ایران روان شد و در قزوین اقامت گزید. او پس از تحصیل نزد پدر و دیگر بزرگان علم و طی 30 سال گشت و گذار علمی در مشرق، به اصفهان رفت و در آن جا ریاست عالمان دینی را برعهده گرفت تا در 1030ق/1621م در همان‌جا درگذشت79.

گسترش‌ نظام اربابی پیشین جبل عامل در دوره حکومت عثمانی و پیدایش چهره‌هایی جدید از اربابان درگیری‌های خونینی را میان اربابان بومی و اربابان جدید از یک سو، و توده مردم با ایشان از سوی دیگر موجب شد. این وضع از زمان امیر فخر الدین معنی دوم تا رفتن جزّار از منطقه ادامه داشت، و جبل عامل زمانی که به اقطاع خاندان مَعن، و بعد از ایشان به قلمرو شهابیان درآمد، اوضاع بدتری یافت و از ابتدای سده 11ق/17م تا پایان سده 12ق/18م هدف مبارزات مردم رهایی از ستم امیران آل معن، و پس از ایشان امیران شهابی بود که کاری جز گردآوری هرچه بیشتر مالیات و تضمینشان برای دولت عثمانی نداشتند80.

معنیان

جبل عامل از 1017ق/1608م جزو قلمرو اقطاعی دولت عثمانی به امیر فخر الدین مَعنی درآمد و او قلمرو خود را از شمال طرابلس تا جنوب صفد گسترش داد و اربابان بومی را در جنگ‌هایی متعدد از پا درآورد؛ نیز برای حفظ موقعیت خود، از وضعیت جغرافیای انسانی و طبیعی جبل عامل حداکثر استفاده را کرد و دژها و باروهای پراکنده در هر سوی منطقه را استوار ساخت81.

امیران معنی در این دوره به رفتارهای تجاوزگرانه برضد عاملیان ادامه دادند و همین امر، عاملیان را وا داشت تا برای دفاع از حقوق خود در برابر هر نیروی مهاجم جدید آماده شدند. پیشوایان عشیرگان بنی عامله نیز بیش از پیش مصمم به قیام شدند و دست در دست یکدیگر نهادند. با از میان رفتن

امیر فخر الدین در منطقه سخت‌ترین درگیری‌ها میان دو حزب کهن، از میان یمنیان، آل علم الدین و از میان قیسیان، آل معن رخ داد و سخت‌تر از همه، جنگی بود که در شهر عاملی انصار هنگامی روی داد که امیر علی علم‌ الدین با پشتیبانی والی دمشق زمام امور جبل عامل را به دست گرفت و با امیر ملحم بن یونس به چندین جنگ خونین پرداخت. امیر ملحم از اهالی انصار به انتقام جانب‌داری از دشمنان یمنی‌اش به کشتاری وحشت‌بار دست یازید و 1.500 تن از ایشان را به قتل آورد82.

در نتیجه این پیکارها و کشت و کشتارها که میان ملاکان منطقه زیر نظر دولت عثمانی رخ می‌داد، دولت به راحتی توانست در 1071ق/1660م ایالت صیدا را در امتداد نهر الکلب از شمال تا جبل عامل در جنوب تأسیس کند که شامل سنجق‌های صیدا، بیروت، عکا، جبل عامل و بلاد صفد و الجلیل می‌شد و علی پاشا کبرلی را به حکومت آن ایالت گماشت. مردم از پرداخت مالیات به معنیان خودداری کردند و از این‌رو،امیر احمد معنی در 1077ق/1666م به پیکار با ایشان پرداخت و در نبطیه، مرکز حکومت آل صعب با ایشان جنگید و از ایشان شکست سختی خورد. آن‌گاه والی صیدا بدانجا تاخت تا مالیات را بگیرد، اما او هم با شکست مواجه گردید و مردم او را به عین المزراب در صیدا راندند. این پیروزی موقعیت آل صعب را در منطقه بالا برد83 و در تمامی مدت حکومت معنیان وضع بدین‌گونه بود تا اینکه امیر احمد در 1108ق/1697م درگذشت و حکومت معنیان بر جبل عامل پایان یافت .

با سقوط حکومت معنیان امیر بشیر شهابی در شوف زمام امور را به دست گرفت و دولت شهابیان را روی کار آورد که با همان روشها و نظامهای سیاسی پیشین اربابی به حکومت ادامه دادند و در همان آغاز حکومت ایشان، یکی از اربابان جبل عامل به نام مشرف بن علی صغیر به طور مستقیم به مخالفت با امیر بشیر شهابی و حامیان وی پرداخت و از اطاعت ارسلان پاشا سر باز زد و گروهی از عالمان دربارش را گرفت و به قتل رساند84.

مشرف در پی این حادثه بر بالای وادی عاشور در کناره صور منزل گزید و در جهت غربی آن مسجد بزرگی ساخت که اکنون ویران شده است. والی عثمانی صیدا از امیر بشیر اول، امیرِ شوف، خواست شیخ مشرف را در قرارگاهش در مُزَیرِعه یا مزرعه مشرف از آبادیهای بلاد بشاره تعقیب کند. امیربشیر با لشکری 8 هزار نفره بدانجا شتافت و شیخ مشرف را غافل‌گیر کرد. آن‌گاه بسیاری از کسانش را کشت و خود او را نزد والی برد. والی قلمرو صفد به پاداش این خدمت تا المعاملتین را بر اقطاع امیر بشیر افزود، اما در پی این رویداد که به تحکیم موقعیت شهابیان انجامید، درگیری‌هایی پی در پی میان ایشان و عاملیان آغاز گردید85.

با درگذشت بشیر یکم شهابی، والی صیدا سیاست خود را در جهت خشنودسازی عاملیان تغییر داد و ایالت‌های صفد و بلاد بشاره، شومر، تفّاح و شقیف را به طور مستقیم از حکومت شوف جدا ساخت و حکومت صفد و عکا را به ظاهر عمر زیدانی بخشید، حکومت اقلیم‌های شومر و تفاح را به آل منکر داد و حکومت اقلیم شقیف را به آل صعب وا گذارد86. امیرحیدر شهابی که در این هنگام بر سر کار آمده بود، از این تحولات ناراضی بود؛ از این‌ رو، تصمیم گرفت با 12 هزار سپاهی به جبل عامل حمله کند. آل علی صغیر با هم‌پیمانان خود، آل منکر و آل صعب در شهر نبطیه پناه گرفته بودند که امیرحیدر بدانجا تاخت و میانشان جنگی درگرفت که با پیروزی امیر شهابی پایان یافت. او جبل عامل را به تصرف درآورد و کارگزاری، به نام محمود ابوهرموش را به حکومت آن جا گماشت. در نتیجه، حاکمان محلی آل صغیر و هم‌پیمانانشان پراکنده شدند و حکومت جبل عامل را به امیر شهابی واگذاردند87.

ابوهرموش پس از به دست گرفتن زمام حکومت جبل عامل با والی صیدا که از کارهای امیر شهابی خشمگین بود، روابطی مستقیم برقرارکرد؛ در نتیجه، میان ابوهرموش و امیر شهابی درگیری‌هایی در غزیر و عین‌داره رخ داد. در 1142ق/1729م امیر ملحم شهابی به جانشینی پدرش زمام امور را به دست گرفت و سیاستی توسعه‌طلبانه نسبت به همه ایالت‌های پیرامون قلمرو خود پیشه کرد و جبل عامل هدف نخست سیاست وی شد. او با امکان‌هایی که والی صیدا، سعد الدین پاشا در اختیارش قرار داد، توانست با 15 هزار تن سپاهی جبل عامل را به تصرف خود درآورد. وی به هرجا که گام می‌نهاد، آتش می‌افروخت و خون‌ها می‌ریخت . این درگیری‌ها همچنان ادامه داشت، تا اینکه در 1147ق/1734م، عاملیان بر ضد سعد الدین پاشا سر به شورش برداشتند و از پرداخت مالیات‌های حکومتی سر باز زدند و به اقلیم التفاح که تابع حکومت امیر ملحم بود، دست‌اندازی کردند. امیر به جنگ با ایشان لشکر کشید و قریه انصار را که آل منکر و آل صعب در آن جا بودند، گرفت و غارت کرد و بسیاری از مردم را کشت، چنان‌که شمار کشته‌شدگان در آن جنگ را 1.600 تن نوشته‌اند. آن‌گاه آن جا را به آتش کشید و به دیر القمر بازگشت88.

همان‌گونه که عاملیان در خلال حکومت معنیان به هر وسیله ممکنی از پذیرفتن حکومت اربابان خارجی بر سرزمینشان سر باز می‌زدند و والی عثمانی صیدا به حمایت از دولت عثمانی پیوسته فرمان حمله به جبل عامل را صادر می‌کرد، در دوره حکومت شهابیان نیز زیر بار نمی‌رفتند و همواره از پرداختن مالیات‌های سنگینی که بر ایشان می‌بستند، شانه خالی می‌کرند89.

با اختیارهای بی‌حد و حصری که امیر ملحم شهابی از سوی دولت عثمانی گرفته بود، دست به چندین حمله سرکوبگرانه به جبل عامل زد. او به شهر یارون، مرکز خاندان علی صغیر حمله کرد90 و با ایشان در درون شهر به جنگی خونین پرداخت و آل علی صغیر را شکست سختی داد و به شهر خسارت‌های بسیاری زد . در 1156ق/1743م نیز با نیروی 15 هزار نفری به شهر انصار حمله برد و پس از ورود به شهر با سپاهیان حاکمان محلی جبل عامل به جنگی بسیار خونین دست زد که فقط خسارت جانی آن 1.600 تن بود. سال بعد نیز میان ایشان جنگ مرجعیون رخ داد که در آن عاملیان پیروز شدند و از یمنیان شوفی و اهالی وادی التیم 300 تن را کشتند و روستاها را به آتش کشیدند91.

جبل عامل در خلال نیمه اول سده 12ق/18م از هر طرف با چندین تجاوز روبه‌رو بود: از دریا با حمله‌های دزدان دریایی اروپایی، از جنوب با تلاش‌های ظاهر عمر و فرزندانش برای گسترش نفوذ خود بر جبل عامل، از سوی شرق، با حمله‌های عرب صحرا و قبیله‌های شرق اردن برای چپاول شهرها، و از شمال با حمله‌های هواداران امپراتوری عثمانی و والیان ایشان در صیدا، و امیران آل شهاب و دار و دسته‌های ایشان. در نتیجه، تنها راه برای جلوگیری از همه این تجاوزها و خطرها، یکپارچگی صفها و نیروها در راه حمایت و دفاع از مردم جبل عامل بود. در این اوضاع، ناصیف نصار ظهور کرد. او ابتدا اهالی جبل عامل را گرد هم آورد و با بزرگان محلی ارتباط برقرار کرد. آن‌گاه دژ تبنین را که دارای باروهای استوار و برجهای بلند بود مقر حکومت خویش گردانید. سپس در 1163ق/1750م ساختمان باروهای سرتاسر جبل عامل را نوسازی کرد و آنها را به نیروهای رزمنده و سلاح مجهز گردانید، و در گسترش امنیت راهها و بسط عدالت، آن اندازه کوشید که نامش به دلاوری در سرتاسر شام پیچید92.

در پایان نیمه نخست سده 12ق/18م در شام 3 نیروی متحد و مخالف والی شام و دولت عثمانی در صحنه آشکار شدند که عبارت‌اند از:

1. علی بیک بزرگ در مصر.

2. ظاهر عمر زیدانی در فلسطین.

3. ناصیف نصار در جبل عامل.

در حالی که علی بیک به گسترش نفوذ خود در سرتاسر شام می‌اندیشید و ظاهر عمر به گسترش قدرت خود در جبل عامل، ناصیف نصار در جهت تأمین امنیت و صلح و آسایش در جبل عامل می‌کوشید و هدف او رهایی جبل عامل از نفوذ والی صیدا و هم‌پیمانان شهابی وی، و حفظ استقلال خویش در اداره جبل عامل بود93.

ناصیف نصار نهضت خود را با خودداری از پرداخت مالیات‌های بسته شده بر جبل عامل از سوی والی صیدا، آغاز کرد. همچنین 150 سوار برای ضبط و مصادره اموال دولتی فرستاد و بدیشان دستور داد در صورت خودداری مأموران دولتی از تسلیم کردن کالاها با ایشان درگیر شوند94. این مخالفت‌ها و شورش‌ها ارتش دولتی را وا داشت تا برای پایان دادن بدین‌گونه کارها، به مداخله مستقیم بپردازد، اما دولت عثمانی که از گسترده‌تر شدن درگیری‌ها هراس داشت، ارتش را از هرگونه مداخله‌ای باز داشت، به‌خصوص پس از آنکه پیمان‌های اتحاد نیروهای محلی در منطقه آشکار شد95.

هنگامی که ظاهر عمر در سوریه جنوبی و فلسطین زمام امور را به دست گرفت، توجه خود را به شمال و به سوی جبل عامل معطوف کرد و به ناصیف نصار که در دژ بسیار مستحکم تبنین اقامت داشت، در پیچید و طی نامه‌ای خواستار تسلیم دو آبادی بصه و مارون گردید و مدعی شد که آنها چون تابع فلسطین‌اند، او باید از آنها دست بکشد، اما ناصیف از پذیرش آن؛ سر باز زد96. از آن سو، ظاهر عمر پس از دریافت پاسخ نصار سپاه گرد کرد و به بصه و مارون حمله‌ور شد و کارگزاران او را بیرون راند. اما مأموران ناصیف که به منطقه رسیده بودند، جلو سپاهیان ظاهر عمر را گرفتند و میان دو طرف درگیری‌هایی رخ داد که گاهی این پیروز می‌شد و گاهی آن؛ اما با ایستادگی عاملیان، ظاهر عمر به قدرت ایشان پی برد و چون نشانه‌های مداخله خارجی در صحنه منطقه آشکار شده بود، آنان دست از درگیری برداشتند و معاهده صلحی با این مضمون میان ناصیف و ظاهر بسته شد:«در عکا، در روز جمعه 8 رجب 1181ق/1767م به امضا رسید و هر دو طرف به شمشیر و مصحف97 سوگند خوردند که هم خودشان و هم اتباعشان تا آسمان و زمین بر جای‌اند، حقوق یکدیگر را رعایت و تضمین کنند.»98. با این پیمان علی بیک بزرگ فرصتی یافت تا طرح گسترش قلمرو حکومتی خود را به نام دولت مملوکی به اجرا درآورد99.

دولت عثمانی که از این هم‌پیمانی به هراس افتاده بود، تلاش کرد تا پیمان را برهم بزند. علی بیک بزرگ که بر همه نهادهای دولتی مصر دست یافته، و حاکم عثمانی را از مصر بیرون رانده بود، از پرداخت مالیات به باب عالی خودداری کرد، آن‌گاه در 1182ق/ 1768م به نام خود سکه ضرب کرد و خبر تمام این کارها را برای متحدش، ظاهر عمر فرستاد .

هم‌زمان با پدید آمدن هم‌پیمانی سه‌جانبه، طرح مشترکی میان نیروهای سه‌گانه برقرار شد که این هدفها را دنبال می‌کرد:

1. یکپارچه‌سازی نیروهای بومی بلاد جنوبی شام و مصر در جبهه‌ای متحد، برای رویارویی با هرگونه خطر احتمالی، با حفظ خودمختاری هر نیرو، به منظور رها شدن از ستم و جور والیان عثمانی، و صیانت از آزادیِ همراه ماندن در همبستگی با سلطان مسلمانان [حاکم مملوکی مصر].

2. رهایی از سلطه عثمانی در همه شهرهای سوریه از غزّه گرفته تا طرابلس و بخش وسیعی از فلسطین و ولایت صیدا.

3. کشیده شدن سلطه علی بیک بزرگ تا غزه و باقی ماندن بقیه بلاد در اختیار ظاهر عمر، ضمن اینکه هریک از ایشان می‌توانست به تنهایی به پیشروی در سرزمین‌های تحت فرمان خود بپردازد.

4. حاکمیت ناصیف نصار بر جبل عامل، بدون دخالت شیخ قبلان، حاکم هونین، که در هنگام جنگ برپا شده برای پیشروی، در سوریه نقشی ایفا کرده بود100.

در 1185ق/1771م عثمان پاشا، والی دمشق به کمک امیریوسف شهابی، والی صیدا به جنگ ناصیف نصار، حاکم جبل عامل و متحدش، ظاهر عمر رفت. میان دو طرف 3 جنگ در محلهای بحره101، کَفَر رُمّان102 و دشت غازیه103 روی داد که پیروزی در آنها با حاکم جبل عامل بود104.

پیمان سه‌جانبه با برکناری علی بیک بزرگ، حاکم مصر، توسط محمد ابوالذهب از فرماندهان نیروهای مصری به پایان رسید و دولت عثمانی به ابوالذهب دستور حمله به عکا را داد تا به حکومت ظاهر عمر در آن جا پایان دهد. او با ارتشی 70 هزار نفری بدانجا روی آورد و ظاهر عمر گریخت و ابوالذهب عکا را به اشغال خود درآورد، اما اجل مهلتش نداد و مرگ او را در ربود. در نتیجه، ارتش مهاجم به مصر عقب نشست و ظاهر عمر به عکا بازگشت و دولت عثمانی برای رهایی از دست او، در 1190ق/1776م حمله جدیدی را به فرماندهی وزیر حسن پاشا الجزایری آغاز کرد. او از سوریه گذر کرد و در پناه نیروی دریایی عثمانی خود را به بندر صیدا رسانید و در آن جا لنگر انداخت105.

در این زمان، تنها ظاهر عمر در صحنه باقی مانده بود و با قتل وی در 70 سالگی و بروز اختلاف در میان پسرانش، در صحنه به جز ناصیف نصار دیگر هیچ‌کس باقی نماند. در چنین وضعیتی احمد پاشا جزار از سوی باب عالی عثمانی به حکومت عکا تعیین شد106 و با تجربه‌ای که در کشت و کشتار مخالفان داشت، نه تنها فرزندان ظاهر عمر را قلع و قمع کرد، بلکه به رام‌سازی جبل عامل نیز رو آورد تا همه منطقه را به زیر سلطه خود کشاند. بدین منظور، معاون خود، سلیم را با لشکری 3 هزار نفری بدانجا فرستاد که در منطقه بارون با نیروهای تجهیز شده ناصیف نصار درگیر شدند و در این درگیری نصار به قتل رسید و سپاهیانش پراکنده شدند107.

جزار در پی این پیروزی، در سرتاسر جبل عامل دست به ویران ساختن خانه‌ها و قتل‌عام زد و جماعتی از بزرگان را دستگیر و در زندان خفه کرد و دیگر بزرگان به بلاد مجاور گریختند108. از جمله فرهیختگان و عالمان بزرگی همچون شیخ ابراهیم یحیى شاعر، شیخ علی خاتونی طبیب و فقیه، محمد تقی، جبل عامل فی التاریخ، بیروت، 1406ق/1986م، صسید ابوالحسن بن سید حیدر امین، و شیخ حسن سلیمان، و شیخ محمد حر و دیگران به سوریه، عراق، ایران، هندوستان و دیگر کشورها گریختند. در همین هنگام، جزار قلعه شقیف را هم که در دست شیخ حیدر فارس بود، به توپ بست و قلعه را وادار به تسلیم کرد109. در غارت سپاه جزار از جبل عامل، کتابخانه‌های منطقه به دست ایشان افتاد و نسخه‌های خطی نفیس که بالغ بر 5 هزار نسخه می‌شدند، در تونهای عکا طعمه آتش گردید110.

در 1247ق/1831م ارتش و نیروی دریایی جدیدی که محمدعلی پاشا در مصر تشکیل داده بود، به فرماندهی پسر بزرگ‌تر او، ابراهیم پاشا، از مصر به سمت فلسطین و لبنان حرکت کرد و پس از اشغال یافا، به اشغال حیفا، صور، صیدا و بیروت پرداخت و سپس عکا را پس از 6 ماه محاصره به تصرف درآورد و والی آن جا را اسیر کرد.

ابراهیم پاشا برای اداره بلاد شام که آنها را به تصرف درآورده بود، امیر بشیر دوم، امیر جبل لبنان را مسئول چندین ایالت در منطقه گردانید. امیربشیر دوم با اختیارهای کاملی که از ابراهیم پاشا گرفته بود، امیر بشیر قاسم را به حکومت صیدا، و امیرحسن اسعد را به حکومت صور، و برادرزاده خود مجید را بر دیگر قسمت‌های جبل عامل گماشت و ایشان به اجرای سیاست قلع و قمع مخالفان در جبل رو آوردند و به مطالبه مالیات‌های سنگین پرداختند و صدها تن از اهالی را زندانی کردند111. این سخت‌گیریها منجر به قیام مسلحانه مردم به رهبری دو برادر به نام‌های حسین و محمد علی شبیب شد که به مدت 3 سال از 1252 تا 1255ق/1836-1839م ادامه داشت112.

در 1256ق/1840م حمد محمود، از افراد خاندان آل علی صغیر، رهبری قیام عاملیان بر ضد نیروهای مصری را برعهده گرفت. او به یاری عثمانی‌ها نیروهای امیرمجید شهابی را شکست داد و مصریان را از جبل عامل بیرون راند و از جانب عثمانی‌ها به حکومت جبل عامل رسید و ملقب به «شیخ مشایخ بلاد بشاره» گردید و تا 1269ق/1852م که درگذشت، در این سمت باقی بود113.

در 1860م که در جبل لبنان میان سکنه جنگ گروهی روی داد و ویرانی‌ها و تلفات بسیاری به بار آورد، جبل عامل که از مناطق امن به شمار می‌رفت، پذیرای صدها تن از مسیحیانی شد که از آن جا گریختند و به جبل، به‌ویژه به دو منطقه اقلیم التفاح و شقیف و شهر صور مهاجرت کردند114. در همین زمان اربابان فئودال جبل عامل نیز میان خود درگیری‌هایی پیدا کردند و رنج‌ها و مصیبت‌هایی از این ناحیه دامنگیر رعیتها ‌شد. با اوج‌گیری درگیری‌ها، وزیر خارجه دولت عثمانی، فؤاد پاشا، همه ایشان را به دمشق فرا خواند و چون بدانجا رسیدند، از بازگشتشان به جبل عامل جلوگیری کرد و همه را به اقامت اجباری در آن جا تا پایان عمر وا داشت. در قصیده‌ای از سروده‌های عباس بلاغی، از شاعران جبل عامل، از رنج‌ها، شکنجه‌ها و رفتارهای زشت اربابان با رعیت‌ها سخن رفته است115.

دولت عثمانی پس از چیرگی بر اربابان جبل عامل و منطقه، به دگرگون‌سازی نقشه اداری پرداخت و در 1281ق/1864م قانون ولایت‌ها و ایالت‌ها را صادر کرد که طی آن ایالت صیدا منحل گردید و سوریه یک ولایت، و جبل لبنان یک حاکم‌نشین شد. بدین ترتیب، ولایت جدید سوریه از 8 سنجق116 تشکیل یافت: بیروت، شام، طرابلس، لاذقیه، عکا، حماه، بلقاء و حوران. جبل عامل جزو سنجق بیروت شد که خود 4 شهرستان داشت: بیروت، صیدا، صور و مرجعیون. بدین ترتیب، جبل عامل تابع بیروت، و بیروت تابع ولایت سوریه شد117.

جبل عامل تا پایان جنگ جهانی اول118 و فروپاشی امپراتوری عثمانی در قلمرو عثمانیان باقی بود. در آن زمان بر پایه معاهده سری سایکس پیکو، که میان انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها بسته شده بود، بیشتر اراضی لبنان از جمله شهرهای ساحلی و دشتهای جنوب لبنان و جبل عامل به تصرف فرانسوی‌ها درآمد؛ اما مردم جبل عامل خواهان ملحق شدن به سوریه بودند

که در آن زمان ملک فیصل اول به عنوان پادشاه بر آن جا حکومت داشت. از این‌رو، ناآرامی‌هایی منطقه جبل عامل را فراگرفت119. در 1338ق/1920م، فرانسه برپایی کشور لبنان تحت قیمومت خود را اعلام داشت و پس از آن جبل عامل به یکی از استان‌های این کشور نوبنیاد بدل گشت؛ اما ناآرامی‌ها بر ضد فرانسوی‌ها همچنان ادامه داشت و مردم جبل عامل همچون بیشتر مردم لبنان خواهان پیوستن به سوریه بودند تا آنکه در 1332ق/1943م لبنان به استقلال کامل رسید120.


  1. ^ حتی، فیلیپ، لبنان فی التاریخ، ترجمه انیس فریحه، به کوشش نقولا زیاده، بیروت، 1959م، ص9
  2. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص24
  3. ^ ه‍ م
  4. ^ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، 1376ش، ص179
  5. ^ 233- ح 304م
  6. ^ همو، 215؛ ابن عبری، غریغوریوس، تاریخ مختصر الدول، به کوشش انطون صالحانی، حازمیه، 1403ق/ 1983م، ص132-133
  7. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص29-30
  8. ^ 19ق/640 م
  9. ^ همو، 30
  10. ^ نک‍ : همو، 29-30
  11. ^ بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمد حمید الله، قاهره، 1959م، ص1/368؛ فقیه، محمد تقی، جبل عامل فی التاریخ، بیروت، 1406ق/1986م، ص83-84
  12. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، صهمانجا
  13. ^ د 24ق/644 م
  14. ^ طبری، تاریخ؛ طراونه، طه ثلجی، مملکة صفد فی عهد الممالیک، بیروت، 1402ق/1982م، ص3/570-571
  15. ^ ابن حزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، 1403ق/1983م، ص419-425
  16. ^ نک‍ : ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، 1963م، ص9/307، 314
  17. ^ 95ق/714م
  18. ^ 86-96ق/705-715م
  19. ^ طبری، تاریخ؛ طراونه، طه ثلجی، مملکة صفد فی عهد الممالیک، بیروت، 1402ق/1982م، ص6/151؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، 1963م، ص9/308-313؛ ابن قتیبه، عبد الله، الشعر و الشعراء، لیدن، 1902م، ص391-394؛ آمدی، 166؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج ‌البلاغة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1385ق/ 1965م، ص3/255-256
  20. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص29-31
  21. ^ نک‍ : یعقوبی، احمد، تاریخ، بیروت، 1415ق/1995م، ص2/24
  22. ^ طبری، تاریخ؛ طراونه، طه ثلجی، مملکة صفد فی عهد الممالیک، بیروت، 1402ق/1982م، ص4/283-285؛ ابن اثیر، الکامل؛ ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت، 1404ق/1984م، ص3/113-116؛ سمعانی، عبد الکریم، الانساب، به کوشش عبد الله عمربارودی، بیروت، 1408ق/1988م، ص4/304-306؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص31-32
  23. ^ بصره
  24. ^ 106-126ق/724-743م
  25. ^ 206-247ق/821-861 م
  26. ^ 295-320ق/908-932م
  27. ^ عثامنه، خلیل، فلسطین فی خمسة قرون، بیروت، 1406ق/1986م، ص301-302
  28. ^ طبری، تاریخ؛ طراونه، طه ثلجی، مملکة صفد فی عهد الممالیک، بیروت، 1402ق/1982م، ص5/352، 354، 446؛ نیز نک‍ : بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص33
  29. ^ 193-198ق/809-813 م
  30. ^ مکی، محمد علی، لبنان من الفتح العربی الی الفتح العثمانی، بیروت، 1977م، به کوشش سعید عبد الفتاح عاشور، قاهره، 1972م، ص71-72
  31. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص36
  32. ^ همو، 37
  33. ^ همو، 37
  34. ^ عثامنه، خلیل، فلسطین فی خمسة قرون، بیروت، 1406ق/1986م، ص301؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، صهمانجا
  35. ^ 375-411ق/985-1021م
  36. ^ 352-416ق/963-1025م
  37. ^ همو، 38
  38. ^ 463-471ق/1071-1078م
  39. ^ همو، 38-39
  40. ^ مکی، محمد علی، لبنان من الفتح العربی الی الفتح العثمانی، بیروت، 1977م، به کوشش سعید عبد الفتاح عاشور، قاهره، 1972م، ص102؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، صهمانجا
  41. ^ همو، 39؛ عثامنه، خلیل، فلسطین فی خمسة قرون، بیروت، 1406ق/1986م، ص288
  42. ^ مکی، محمد علی، لبنان من الفتح العربی الی الفتح العثمانی، بیروت، 1977م، به کوشش سعید عبد الفتاح عاشور، قاهره، 1972م، ص120 بب‍ ‌
  43. ^ همو، 120-121؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص45-46
  44. ^ ابن اثیر، الکامل؛ ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت، 1404ق/1984م، ص1/476-477؛ نک‍ : بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص46
  45. ^ مکی، محمد علی، لبنان من الفتح العربی الی الفتح العثمانی، بیروت، 1977م، به کوشش سعید عبد الفتاح عاشور، قاهره، 1972م، ص124؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص46-47
  46. ^ ابن اثیر، الکامل؛ ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت، 1404ق/1984م، صهمانجا؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص47
  47. ^ حک‍ 497-522 ق/1104-1128م
  48. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص48-49
  49. ^ 510 ق/1116م
  50. ^ همو، 49
  51. ^ ابن اثیر، الکامل؛ ابن جبیر، محمد، رحلة، بیروت، 1404ق/1984م، ص10/620-622؛ ابن جبیر، 277-278؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص49-51
  52. ^ همو، 54
  53. ^ نک‍ : همو، 58-59
  54. ^ همو، 60-61
  55. ^ حک‍ 658-676 ق
  56. ^ همو، 63
  57. ^ ابن شداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به کوشش سامی دهان، دمشق، 1382ق/1962م، ص1/152-153؛ مقریزی، احمد، السلوک، ج 1(2
  58. ^ 
  59. ^ 2
  60. ^ 
  61. ^ طراونه، 61، 63، 64؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص66
  62. ^ همو، 66-67
  63. ^ همو، 70
  64. ^ 734-776ق/1333-1384م
  65. ^ همو، 71
  66. ^ همو، 74
  67. ^ امین، محسن، خطط جبل عامل، به کوشش حسن امین، بیروت، 1403ق/1983م، ص132-133
  68. ^ همان، 133؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص76
  69. ^ مقریزی، احمد، السلوک، ج 1(2
  70. ^ 
  71. ^ 2
  72. ^ 
  73. ^ همو، 4/627
  74. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص78
  75. ^ 868-941ق/1464-1534م
  76. ^ همو، 83-84
  77. ^ همو، 85
  78. ^ شیخ بهایی
  79. ^ بعلبکی، میخاییل موسى الوف، تاریخ بعلبک، بیروت، 1926م، ص176
  80. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص89-90
  81. ^ همو، 91
  82. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص93-95
  83. ^ همو، 95-96
  84. ^ ضاهر، مسعود، الجذور التاریخیة للمسألة الطائفیة اللبنانیة، بیروت، 1986م، ص52-53؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص96-97
  85. ^ امین، اعیان...، 10/125؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص97
  86. ^ ضاهر، مسعود، الجذور التاریخیة للمسألة الطائفیة اللبنانیة، بیروت، 1986م، ص226
  87. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص98
  88. ^ ضاهر، مسعود، الجذور التاریخیة للمسألة الطائفیة اللبنانیة، بیروت، 1986م، ص494-495
  89. ^ نک‍ : بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص99
  90. ^ 1147ق/1734م
  91. ^ همو، 99-100
  92. ^ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص116-119
  93. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص103-104
  94. ^ همو، 104
  95. ^ همو، 104-105
  96. ^ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص117-118
  97. ^  قرآن کریم
  98. ^ همو، 119-121؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص105
  99. ^ همو، 106
  100. ^ همو، 106-107
  101. ^ 1185ق
  102. ^ 1185ق
  103. ^ 1186ق
  104. ^ نک‍ : فقیه، محمد تقی، جبل عامل فی التاریخ، بیروت، 1406ق/1986م، ص215-227
  105. ^ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص116؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص117
  106. ^ همو، 117- 118
  107. ^ همو، 118-119
  108. ^ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص138
  109. ^ همو، 137-138؛ مظفری، محمد حسین، تاریخ الشیعة، قم، 1399ق/1979م، ص160-161؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص119-120
  110. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، صهمانجا
  111. ^ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص146؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص126
  112. ^ همو، 128
  113. ^ نک‍ : آل صنعا، 150-157؛ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص133-135
  114. ^ همو، 135-136
  115. ^ همو، 136-137؛ مظفری، محمد حسین، تاریخ الشیعة، قم، 1399ق/1979م، ص136
  116. ^ استان
  117. ^ بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص139-140
  118. ^ 1336ق/1918م
  119. ^ نک‍ : همو، 186، 189، 196-203؛ آل صفا، محمد جابر، تاریخ جبل عامل، بیروت، 1981م؛ آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به‌کوشش عبد الستار احمد فراج، قاهره، 1381ق/1961م، ص223-229
  120. ^ نک‍ : بَنّوت، جهاد، حرکات النضال فی جبل عامل، به کوشش وجیه کوثرانی، بیروت، 1993م، ص293-294

از: جمشیدنژاد اول، غلامرضا/ کاظم موسوی بجنوردی، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، 1388 هـ.ش، مقاله 6432، لینک

ارتباط با ما | لوگوی ما
حقوق مطالب اختصاصی محفوظ است.