فرهنگ‌نامه‌ی مقاومت اسلامی
فرهنگ‌نامه‌ی آزاد مقاومت اسلامی


راغب حرب

این واژه پر طرف‌دار است؛
اگر دانش بیش‌تری دارید، با افزودن به آن، دیگران را نیز سهیم کنید.







شهید شیخ راغب حرب، شیخ الشهدای مقاومت اسلامی لبنان، از سران حزب الله بود.

تحصیلات


در هفت سالگی برای فراگیری علوم ابتدایی به مدرسه‌ای در جبشیت رفت. و سپس برای دوره دبیرستان به منطقه نبطیه. در اوایل سال 1969 برای تحصیل علم به بیروت رفت و یک سال بعد به نجف اشرف سفر کرد و از محضر اساتید بزرگ بهره برد. در سال 1974 در پی تبعید رژیم بعثی عراق به لبنان بازگشت.

بازگشت از عراق


پس از بازگشت از عراق امام جمعه جبشیت شد و توانست از اهالی این شهر برای مقاومت اسلامی نیروهای زیادی جذب کند.

فعّالیّت‌ها


ایشان به مسائل فقرا اهتمام زیادی داشت و با کمک جمعیّت فرهنگی خیریّه توانست پرورشگاه سیده زینب را تأسیس کند. همچنین «خانه پول مسلمانان» را ایجاد کرد. ایشان همچنین در شهر شرقیه مدرسه‌ای ابتدایی تاسیس کرد.

اشغالگری اسرائیل

در مدّت اشغال اسرائیل در سال 1978 ایشان به صورت پنهانی به خانواده شهدا، مجروحین و اسیران کمک می‌کرد. که باعث ایجاد «بنیاد شهید لبنان» یکی از مؤسسات زیرمجموعه حزب الله شد.

در 1982 هنگامی که وی برای شرکت در کنفرانسی اسلامی در ایران بود خبر حضور اسرائیل در لبنان را شنید و بلافاصله تصمیم به بازگشت گرفت و خود را به شهر جبشیت رساند.

هنگام اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل، روزی یکی از اشغالگران دست خود را به قصد مصافحه با شیخ دراز کرد ولی وی با او دست نداد. او پرسید: مگر دست ما نجس است؟ شیخ گفت: شما اشغالگرید، از این جا بروید، ما را با شما کاری نیست. و این جمله مشهورش را بر زبان آورد که: موضع ما سلاح است و مصافحه‌مان به منزله اعتراف.

همان طور که انتظار می‌رفت سربازان اسرائیل چندین بار به خانه وی حمله بردند که معروف‌ترین آن در دسامبر 1982 بود. در آن حمله آنان نتوانستند به وی دست پیدا کنند پس در مقابل این شکست به آزار کودکان بی‌سرپرستی پرداختند که وی به واسطه کامل نبودن ساختمان پرورشگاه سیده زینب، در خانه خود پناهشان داده بود. دشمن برای پیدا کردن وی جاسوس تعیین کرد و نهایتا وی را یافت.

در 8 مارس 1983 نزدیک ساعت 2 بامداد، نیروهای اسرائیلی به محل سکونت وی که منزل پسرخاله اش بود حمله بردند و وی را با چشمان بسته به پایگاه اطّلاعاتی در نزدیک شهر زبدین و سپس به بازداشگاه انصار و بعد از آن به مرکز اطّلاعات شهر صور منتقل کردند تا فرماندهان بزرگ صهیونیست بتوانند کسی را که آنان را این گونه به وحشت انداخته بود ببینند.

طی شکنجه‌های جسمی و روحی از وی خواستند جنوب را ترک کند که وی سر باز زد. همچنین وی درخواست صهیونیست‌ها را برای تشکیل جلسه‌ای در منزلش رد کرد.

اسرائیل در پی فشارهای مردمی ناچار به آزاد کردن وی پس از 17 روز ناکامی در تحقّق هر گونه هدف شد.

شهادت


در شب جمعه 16 فوریه 1984 وی قرائت دعای کمیل را به پایان رساند و با تعدادی از دوستانش در خانه‌ای در همسایگی خانه خود مشغول شب زنده شد. پس از خروج صهیونیست‌ها بر وی آتش گشودند و وی را به شهادت رساندند.




ارتباط با ما | لوگوی ما
حقوق مطالب اختصاصی محفوظ است.