فرهنگ‌نامه‌ی مقاومت اسلامی
فرهنگ‌نامه‌ی آزاد مقاومت اسلامی


سید عبد الحسین شرف الدین موسوی عاملی

این واژه پر طرف‌دار است؛
اگر دانش بیش‌تری دارید، با افزودن به آن، دیگران را نیز سهیم کنید.







امام علامه سید عبد الحسین شرف الدین موسوی عاملی عالم مبارز و متفکر وحدت‌گرای جهان اسلام و مصلح عظیم تشیع در قرن چهاردهم هجری قمری است.

کودکی


وی در سال 1290ق در کاظمین به دنیا آمد. پدرش سید یوسف و مادرش زهرا دختر آیت الله سیدهادی صدر بود. نسب وی به امام هفتم شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام می‏رسد. او تا هشت سالگی در عراق ماند. سپس به دلیل اتمام تحصیلات پدرش در عراق همراه خانواده به جبل عامل ، زادگاه پدرش ، بازگشت.

تحصیلات


تحصیلات مقدماتی خود را در جبل عامل گذراند و نزد پدر صرف ، نحو ، منطق ، معانی و بیان و سطوح فقه و اصول را فرا گرفت. سپس در هفده سالگی راهی نجف شد و سال‏ها در حوزه علمیه نجف به تحصیل پرداخت. در فقه و اصول ، حکمت ، تفسیر و حدیث به مداومت و تلاش روزگار گذراند و از محضر علمای برجسته‏ی زمان خود کسب فیض کرد. او نه تنها در حوزه‏ی نجف به تحصیل اشتغال داشت بلکه به کربلا و کاظمین و سامرا نیز سفر کرد تا از علما و استادان حوزه‏ی آن شهرها نیز کسب فیض کند و با آنان به مناظره و مباحثه پردازد.

اساتید

وی سال‌ها پای درس عالمان و فقیهان بزرگ حوزه علمیه نجف از جمله :

  1. آقا رضا اصفهانی
  2. شیخ محمد طه نجف
  3. آخوند ملا کاظم خراسانی
  4. شیخ الشریعه اصفهانی
  5. شیخ عبدالله مازندرانی
  6. سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
  7. میرزا حسین نوری
نشست .

اجتهاد

بعد از پانزده سال تحصیل در حوزه نجف و سایر شهرهای عراق به درجه اجتهاد رسید و در همان جا به نوشتن مباحث فقهی پرداخت. در سی دو سالگی از نجف به سوی جبل عامل رهسپار شد. در این هنگام او صاحب اجتهاد بود و اجتهاد او مورد قبول همگان قرار گرفت.

خطابه

وی در عرصه خطابه و شعر و نثر توانا بود. سخنرانی‏ها و خطابه‏های بلیغ و مؤثرش او را به عنوان خطیبی زبردست معرفی می‏کند. او معانی بلند را در لباس الفاظی زیبا اداء می‏نماید. سخنان فصیح و شیرین او گویای تسلط وی بر نکته‏های ادبی و ظرافت‏های بلاغی است. گفته‏اند در اجتماعی در مصر هنگامی که شرف الدین یکی از خطابه‏های غرایش را بیان می‏کرد ، بانوی نویسنده مشهور مصری مَىْ زیاده در آن جمع حضور داشته است ، وقتی که می‏بیند شرف الدین به هنگام ادای خطابه با انگشتری خویش بازی می‏کند می‏گوید: «نمی‏دانم انگشتری بیشتر رام انگشت اوست یا سخن و الفاظ رام زبان او».

مبارزات سیاسی


بازگشت به لبنان

علامه شرف‌الدین به درخواست پدر ، در 32 سالگی به سرزمین مادری خویش ، لبنان بازگشت. وی سه سال در شحور اقامت کرد و پس از آن به دعوت مردم صور ، به آنجا رفت. با حضور وی شهر شیعه نشین صور وضعیت متفاوتی با پیش از آن را تجربه کرد. علامه شرف الدین که شاهد وضعیت بد اقتصادی شیعیان صور بود ، کاملا به این موضوع واقف بود که در چنین وضعیتی امکان رشد فرهنگی نیست. از همین روی وی علاوه بر سازماندهی خدمات برای شیعیان ، به فکر ساخت محلی برای پرورش فکر و فرهنگ شیعی برای مردمش افتاد. در همین راستا وی ابتدا یک حسینیه‌ و سپس یک مجموعه آموزشی- فرهنگی برای جوانان تاسیس کرد. مجموعه هایی که در آن‏ها به رایگان به دختران و پسران مسلمان دروس جدید و معارف اسلامی می‏آموختند.و از دیگر اهداف ایجاد این مدارس رویارویی با مدارس تبشیری و مدارس دولتی که به روش غربی اداره می‏شد بود.

نادی الامام الصادق ، مدرسه جعفریه ، مسجد و مدرسه دخترانه الزهرا از جمله این بنا‌ها بودند.

مبارزه علیه استعمار فرانسه

شرف الدین بعد از بازگشت به لبنان در دو جبهه به مبارزه پرداخت. یکی مبارزه علیه فئودالیسم و دیگر مبارزه علیه استعمار.

او برای شکل دادن به قیام همگانی و هماهنگ کردن حرکت‌های ضد استعمار فرانسوی در سرتاسر کشور ، علما و رهبران جبل عامل را برای تشکیل یک کنگره عمومی در شهر وادی الحجیر در مرز لبنان و سوریه فرا خواند و در ضمن سخنرانی در این کنگره ، علیه استعمار فتوای جهاد داد و به همین دلیل نیز محکوم به اعدام شد.

دو بار به مصر سفر کرد ، یک بار پیش از اعلام حکم اعدام و بار دوم بعد از آن که فرانسویان وجود او را در لبنان برای مصالح سیاسی و اهداف استعماری خود خطرناک دانستند به مصر پناه برد. در آن جا همه را به وحدت در مقابل بیگانگان دعوت کرد و همان جا بود که جمله‏ی معروف خود را بیان کرد:

«فَرَّقَتْهُما السیاسة ، فَلْتَجْمَعْهُما السیاسة» یعنی شیعه و سنی را سیاست و اهداف سیاسی از هم جدا کرد و باید سیاست آن‏ها را با هم جمع کند». سخنان او را «رشید رضا» نویسنده‏ی مشهور مصری در مجله «المنار» چاپ کرد.

سید بعد از بازگشت از سفر اول مصر همچنان به مبارزات ضد استعماری خود ادامه می‏داد تا آن جا که فرانسویان شخصی را مأمور کردند تا به خانه او برود و سید را دستگیر کند و مدارک و طومارهایی را که او علیه استعمار فرانسه جمع کرده بود با خود بیاورد. اما آن شخص ناکام بازگشت. بار دیگر نیز خانه‏ی شرف الدین به دست عمال استعمار به آتش کشیده شد و کتابخانه‏ی او که محتوای تألیفات گران‏بها و چاپ نشده‏ی او بود طعمه‏ی حریق گشت.

سفر به فلسطین

او در اواخر سال 1338ق از مصر خارج شد و برای این که به وطن خود نزدیک باشد به فلسطین آمد در فلسطین و سوریه نیز به فعالیت‏های اجتماعی می‏پرداخت و به حال تبعیدیان لبنانی رسیدگی می‏کرد. در آن هنگام فلسطین در اشغال انگلیسی‏ها بود. از آن جایی که پسر دایی شرف الدین تحت تعقیب انگلیسی‏ها بود و به همین دلیل مورد احترام فرانسوی‏ها ، توانست وساطت کند و حکم اعدام او لغو شود ، همین امر سبب شد تا شرف الدین بتواند به وطن باز گردد.

مساله فلسطین

در دورانی که او با سلطه فرانسه در لبنان مبارزه می‌کرد فلسطین تحت سیطره انگلستان قرار داشت و هنوز مساله فلسطین به صورتی که بعد از سال 1948 میلادی مطرح شد ، درنیامده بود ، ولی زمینه آن آماده می‌شد. در آن دوران ، شرف‌الدین مهاجرت یهودیان جهان به خاک فلسطین را برای آینده آن کشور خطرناک می‌دانست و به همین جهت ، همواره خطر یهودیان صهیونیست را برای فلسطین تذکر می‌داد.

سفر حج

در سال 1340 هجری قمری آماده‏ی سفر حج شد و از بیروت با یک کشتی به سوی خانه‏ی خدا رهسپار شد. در عربستان با استقبال باشکوهی از طرف مقامات دولتی و نماینده پادشاه وقت عربستان ملک حسین شریف رو به رو شد. او در غبار روبی و عطر افشانی خانه‏ی کعبه همراه ملک حسین شرکت کرد و به خواست او نماز جماعت را در مسجد الحرام اقامه نمود. این اولین نماز جماعتی بود که در مسجد الحرام به امامت یک عالم شیعی برگزار می‏شد و همه‏ی مسلمانان اعم از شیعه و سنی پشت سر او نماز خواندند. این مهم از افتخارات شرف الدین هم چنین از آرزوهای دیرین او بود که شیعه و سنی در یک صف و در قبله‏ی مسلمین جهان ، بدون تقیه و واهمه از یک‏دیگر ، برادرانه نماز جماعت را به طریق اهل بیت علیه السّلام بخوانند.

سفر به ایران

شرف‌الدین به ایران نیز آمد و شهرهای مشهد و قم را از نزدیک دید. شرف‌الدین در سفر خود به قم میهمان پسرخاله خود سید صدرالدین صدر از مراجع ثلاث حوزه قم بود و در مشهد نیز میهمان حاج آقا حسین قمی ، از مراجع بنام آن زمان بود. او توجه خاصی به ایران داشت و از همین روی می‌گفت: «حفظ الله الایمان بحفظ ایران» خدا ایمان [=تشیع] را با ایران حفظ کرد.

جنبش های آزادی خواه

او همواره مؤید جنبش‏های آزادی بخش و حرکت‏های انقلابی در سرزمین‏های اسلامی بود. او از جمله مشوقین و تأیید گران جنبش عربی ، مصر و ملی شدن کانال سوئز در سال 1956 میلادی بود.

صنعت نفت ایران در سال 1329 ش / 1370 ق ملی شد. علامه شرف الدین از این جنبش و مقاصد و اهداف رهبران این حرکت در ایران آگاهی کامل داشت و مردم لبنان را نیز در جریان این حرکت ملی قرار داده بود. تا آن جا که به هنگام سفر آیت الله کاشانی به لبنان 1331ش1 و دیدار با علامه شرف الدین مردم لبنان نیز از او استقبال شایانی کردند و آیت الله کاشانی از آگاهی مردم لبنان نسبت به مسائل ایران اظهار شگفتی کرد.

کتاب ها


الفصول المهمه

تلاش علامه در راستای وحدت اسلامی برای مقابله با استعمار و عظمت جهان اسلام بود. به همین دلیل در سال 1327ق کتاب الفصول المهمة را نوشت. این کتاب یکی از نخستین کتاب‏های شرف الدین و در واقع منشور وحدت اسلامی است. انتشار این کتاب تقریبا همزمان با انتشار کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله نائینی بود. نظریات وی در این کتاب و پیگیری آن توسط شیخ محمد تقی قمی ، به تاسیس دارالتقریب مذاهب اسلامی در قاهره انجامید.

شرف الدین خود در سرآغاز کتاب می‏گوید: «تنها و تنها با وحدت اسلامی است که اقدامات عمرانی هماهنگ می‏گردد ، وسائل ترقی فراهم می‏شود ، روح تمدن جلوه می‏کند ، فروغ آسایش در آفاق زندگی می‏تابد و یوغ بردگی از گردن همه برداشته می‏شود.»

المراجعات

المراجعات یادگار اولین سفر وی به مصر است. شرف الدین دریافته بود که بهترین نقطه حرکت به سوی هدف ، دانشگاه الازهر بزرگ‏ترین مرکز علمی و دینی مسلمانان اهل سنت است. او به دانشگاه الازهر رفت و باب بحث و گفت‏وگو را با شیخ سلیم بشری از عالمان و استادان بزرگ اهل تسنن آن دانشگاه گشود. شیخ سلیم ، از دل و جان به شرف الدین علاقه‏مند شد و از دانش و معرفت و قدرت استدلالش آگاه گشت. شرف الدین نیز شیخ سلیم را مردی عالم و با فضیلت یافت. آنان که هر دو شیوه و اخلاق بحث علمی و مناظره را به خوبی می‏دانستند ، مباحثی را آغاز کردند که در قالب 112 نامه در کتاب مراجعات آمده است. نامه‏های شیخ سلیم امضای «س» داشت که نماینده اسم سلیم و همچنین «سنی» بود و نامه‏های شرف الدین با امضای «ش» نوشته می‏شد که هم به لقبش «شرف الدین» و هم مذهبش «شیعه» اشاره داشت.

«المراجعات» بارها در کشورهای مختلف به چاپ رسیده و به انگلیسی و اردو نیز ترجمه شده است.

علامه شرف الدین درباره‏ی پیدایش اندیشه‏ی وحدت اسلامی در فکر خود در مقدمه‏ی مراجعات می‏نویسد: «... فکر نگارش این کتاب خیلی پیش از نوشته‏‌های آن [نامه‌ها] در من به وجود آمده بود و سابقه‏ی طولانی‏تری دارد. این فکر از همان آغاز جوانی در ذهنم پیدا شده بود و همیشه و همه جا با من حرکت می‏کرد ، همچون برقی که در میان ابرها بدرخشد در جانم جرقه می‏زد و خونم را به جوش می‏آورد. ... همیشه متوجه راه مستقیمی بود که بتواند ، بدی‏ها و فتنه‏ها را در بین مسلمانان از بین ببرد و ریشه‏ی آن را قطع کند ، پرده‏های جهل و دشمنی را از برابر چشمانشان کنار بزند تا به زندگی ، از دریچه‏ی حقیقی آن بنگرند. به آن اصل دینی و مذهبی خود که مراعات آن بر همه‏ی مسلمانان واجب است بازگردند و همگی به ریسمان وحدت دینی چنگ زنند و در زیر پرچم حق ، به سوی علم و عمل بشتابند و برادرانی نیک و نمونه باشند که هر کدام پشتیبان و یار یکدیگر گردند... از مشاهده‏ی وضع رقت بار مسلمانان2 و اختلافات بیهوده‏ای که در میان این برادران جدایی انداخته بود ، بار سنگینی از غم و اندوه بر دوش جانم نشسته بود تا این که در سال 1329ق به مصر رفتم به این امید که به آرزوی دیرینم برسم و بتوانم راهی برای اتحاد و هم‏بستگی مسلمانان پیدا کنم و قلم‏هایشان را در این راه به کار اندازم... به من الهام شده بود که به برخی از خواسته‏هایم می‏رسم ، با کسی ملاقات می‏کنم که نظرم را با او در میان بگذارم و راه درستی برای نیل به این مقصود3 پیدا می‏کنیم ...»

دیگر آثار به جا مانده از علامه سید عبدالحسین شرف الدین عبارت‏اند از[1]:

  1. الکلمة الغراء فی تفضیل الزهراء/ در فضیلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
  2. أبو هریرة/ کتابی تحقیقی در شرح حال و شناخت ابوهریره و اعتبار احادیث منقول از او
  3. المجالس الفاخرة فی مأتم العترة الطاهرة/ مقدمه‏ای بر کتابی به همین نام در چهار جلد که از بین رفته و فقط همین مقدمه مانده است و شرحی است بر حرکت عاشورا و تأثیر آن در بقای اسلام و فلسفه سیاسی و اجتماعی شعائر حسینی
  4. فلسفه المیثاق والولایة/ درباره‏ی میثاق ازلی الهی و شرح آیه‏ی «ألستُ بِرَبکم» و بیانی از ولایت
  5. أجوبة مسائل جارالله/ پاسخی علمی و مستند به بیست سؤال که «موسی جاراله» از علمای شیعه کرده است. مؤلف در مقدمه این کتاب نیز مسلمانان را به اتحاد دعوت کرده و در آخر نیز نشان داده که موسی جاراله و برخی نویسندگان دیگر اهل سنت ، از کتب و منابع شیعه بی‏اطلاعند.
  6. مسائل فقهیة/ شامل بحث‏هایی دقیق در موضوع فقه تطبیقی که در طی این بحث‏ها مسائلی را بر اساس فقه پنج مذهب اسلامی مطرح کرده است.
  7. کلمة حول الرؤیة/ رساله‏ای شامل بحث‏های علمی و دقیق اعتقادی.
  8. إلی المجمع العلمی العربی بدمشق/ بحثی پیرامون تهمت پراکنی‏های مجمع علمی دمشق که در آن ایام نسبت به شیعه روا داشته بود و او دعوت به اتحاد اسلامی را گوشزد کرد.
  9. ثبت الإثبات فی سلسلة الرواة/ ذکر استادان و شیوخ مؤلف از علمای مذاهب اسلامی.
  10. مؤلفو الشیعة فی صدر الإسلام/ کتابی درباره‏ی نخستین نویسندگان و مؤلفان شیعه در صدر اسلام تا عصر امام هادی علیه السّلام4.
  11. زینب الکبری/ رساله‏ای در باب پیام‏آور انقلاب کربلا حضرت زینب سلام الله علیها.
  12. بُغیة الراغبین فی أحوال آل شرف الدین/ کتابی ادبی ، تاریخی ، رجالی در شرح حال علمای خاندان شرف الدین و خاندان صدر و ذکر آثار ، احوال و استادان و شاگردان.
  13. شرح التبصره/ در فقه استدلالی ، حاشیه استصحاب فرائد شیخ انصاری5
  14. رساله فی منجزات المریض
  15. سبیل المؤمنین فى إمامة ائمة الدین/ در مورد امامت6
  16. النصوص الجلیه/ در مورد امامت
  17. تنزیل الایات الباهره
  18. تحفه المحدثین فیما اخرج عنه السته من المضعفین
  19. تحفه الاصحاب فی حکم اهل الکتاب
  20. الذریعه/ رد بر کتاب بدیعه اثر نبهانی
  21. الإحتجاج على قانون الأحوال الشخصیة فى لبنان
  22. الأسئلة و الأجوبة
  23. اقتراح/
  24. المناظرة فى الخلاف بین أهل السنة و الشیعة الى المجمع العلمى العربى بدمشق
  25. بدء الأذان و الإقامة و اشتراعهما
  26. بغیة الفائز فى نقل الجنائز
  27. بیّنة الوحى و شهادتها بأنّ علیاً و شیعته خیر البریّة

امام موسی صدر


علامه شرف الدین در ارتباطات خود با امام موسی صدر وی را عالمی جوان ، توانا و خوش‌فکر یافت که می‌تواند ادامه دهنده راهی باشد که وی در لبنان آغاز کرده بود. از همین روی وی وصی خود را سید موسی صدر معرفی کرد.

نظرات بزرگان درباره علامه


امام خمینی قدّس سرّه الشّریف بعد از شنیدن خبر ارتحال او ، ضمن تعطیل کردن درس فرموده بودند:«هشام بن حکم زمان ما از دنیا رفت.»

مرحوم آیت الله العظمی سید محسن حکیم ، ایشان را منبع رحمت و احسان معرفی می‏‌نمود و می‏‌فرمود:«سید شرف الدین منبع رحمت و احسان بود و همگان از رحمت و احسان او بهره‏‌مند می‏‌شدند.»


علامه امینی قدّس سرّه الشّریف می‌‏فرمود:«شرف الدین یکی از قله‏‌های رفیع تشیع است و یکی از درفش‌های افراشته اسلام. او در این روزگار نماینده عظمت سادات و بنی هاشم است. شیعه را می‏‌سزد که به شرف الدین افتخار کند و به دانش سرشار و شرف تابان و پارسایی عمیق و منطق فصیح و تبلیغات سودمند او.»

وفات


سیدعبدالحسین شرف‌الدین در روز دوشنبه 8 جمادی الثانی 1377/ 30 دسامبر 1957 در بیمارستانی در دمشق از دنیا رفت. پیکر وی دو روز پس از وفات و تشییع در بیروت ، بغداد ، کاظمین و نجف ، در سمت جنوبی صحن امام علی علیه السّلام و مجاور آرامگاه استادش ، سید محمد کاظم یزدی به خاک سپرده شد.


    1. ^ 
    2. ^ شیعه و سنی
    3. ^ وحدت اسلامی
    4. ^ بیشتر مطالب این کتاب از مدارک اهل سنت گرفته شده است
    5. ^ یک جلد
    6. ^ سه جلد

    منابع


    1. ^ خبرگزاری مهر: کتاب‌شناسی علامه شرف الدین منتشر شد.




    ارتباط با ما | لوگوی ما
    حقوق مطالب اختصاصی محفوظ است.